كاوشهاى باستانشناسى نشان دادهاند كه اين محوطه تنها يك دژ تنها نبوده بلكه مجموعهاى از بناها بوده كه طى زمان گسترش پيدا كرده است . خود دژ مستطيل ( 153 * 183 متر ) است و بلندترين ارتفاع باقىماندهء ديوارهايش به ده متر مىرسد . پى بناى ديوار با چينه و بخشهاى بالايى آن با خشت ساخته شده است . اين دژ داراى يك دروازهء ورودى در ديوارهء جنوبى است و سفالهاى جمعآورى شده از سطح آن مربوط به اواخر دورهء پارتى و ساسانى است . پوگاچنكوا بر اين نظر بوده كه محوطهاى بزرگ در فاصلهء 100 تا 150 مترى ديوار دور تا دور دژ وجود داشته كه بخش شمالى آن مركز سفالسازان پارتى و جنوب و جنوب غربى آن روستايى از دوران اسلامى بوده است اما بررسىهاى جديدتر نشان داده كه در شمال دژ هيچ اثر باستانى وجود ندارد بلكه بخش مسكونى در جنوب و جنوب شرقى متمركز شده بوده است . كمى آن سوتر و در غرب آثار بقاياى يك روستاى كوچك وجود دارد كه به نظر مىرسد شهركى داراى يك كانال و يك راه بوده كه در سدههاى پنجم تا هفتم به طرف جنوب قلعه گسترش پيدا كرده است . در اينجا يك روش آبيارى نيز وجود داشته كه آب را از نهرها به مزارع منتقل مىكرده است . اندازهء كل اين محوطه به شش هكتار مىرسد . بقاياى محوطهء مسكونى ديگرى مربوط به اوايل دوران اسلامى با مساحت 30 هكتار كه تا زمان هجوم مغول وجود داشته است نيز در اينجا ديده مىشود . آثار راه و كانالهاى آبيارى اين دومين محوطه نيز به خوبى مشهود هستند . در اينجا بقاياى يك خانهء معمولى با نقشهء تقريبا مربع به اندازههاى 70 * 70 * 75 * 75 متر وجود دارد كه اتاقها و انبارهاى آذوقه در آن ديده مىشود ، تمام اين مجموعه با ديوارى محصور شده بوده است . بجز اينها باقىماندههاى يك كوشك نيز در حدود 350 مترى جنوب شرقى دورانالى ديده مىشود .
ت ) چانگلى . محوطهاى از دوران پارت و ساسانى همراه محوطهء ديگرى در نزديكى آن مربوط به دوران ساسان و اسلامى است . در اينجا باقىماندههاى يك دژ بزرگ كه خرابههاى آن امروزه به صورت يك تپهء دايره به قطر 90 متر ديده مىشود ، وجود
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: منصور سيد سجادى
ص١٥٣