تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
ابتدايى تنورىشكل پخته مىشدند . با وجود آن‌كه اكثر ظروف جيتونى ساده و غير منقوش بودند ولى برخى نيز داراى تزئيناتى بودند و دوازده درصد از كل سفال‌هاى پيداشده را سفال‌هاى منقوش تشكيل مىدادند . نقوش تزئينى مورد استفاده عبارت بود از خطوط منحنى به هم پيچيده يا رديف‌هايى از نقش گل و گياه به هم پيچيده يا چهارخانه‌هاى ساده‌اى كه با رنگ قرمز روى زمينهء كرم‌رنگ نقاشى شده بودند . يكى از راه‌هاى تشخيص سفال جيتون محدوديت شكل ، سادگى و بىظرافتى نقوش تزئينى و ضخيم بودن ديوارهء ظروف است كه براى مدت‌ها بدون تغيير باقىمانده است . نبود حتى يك نمونه كماجدان و نيز چنين ظروف دودگرفته از يك سو و وجود انبوه سنگ‌هاى ترك‌خورده در اطراف بخارىها و اجاق‌ها از سوى ديگر ، بر اين نكته تاكيد دارند كه غذا را با انداختن سنگ‌هاى داغ در ظروف مىپختند و از روش جوشاندن يا پختن غذاى در داخل ظروف با قرار دادن آن‌ها بر روى آتش اطلاعى نداشتند . مردم دوران نوسنگى فرهنگ‌هاى جيتونى به هنر و زيبايى نيز توجه داشته و خود را با مهره‌هاى سنگى يا استخوانى بريده‌شده از استخوان توخالى پرندگان و جانوران آرايش مىكرده و از پيكرك‌هاى انسان و حيوان به عنوان تعويذ استفاده مىكردند . پيكرك‌هاى گلى حيوانات معمولا داراى زخم كوچكى بوده‌اند كه به احتمال زياد جنبهء جادويى و نيايشى شكار داشته است . اموات در داخل مناطق مسكونى درحالىكه گل اخرى بر آن‌ها پاشيده شده بود به صورت چمباتمه دفن مىشده‌اند 63 . از همين دورهء نوسنگى بايد به آثار به دست آمده از دو تپهء كوچك‌تر به نام‌هاى چاگاللى تپه و مونجو قلى تپه كه آثار آن‌ها هردو متعلق به دورهء نوسنگى است و در نزديكى آلتين تپه واقع شده‌اند نيز اشاره كرد . چاگاللى تپه روستايى است در بخش شمالى كپت‌داغ كه در سال 1962 توسط بردىيف حفارى شده است . آثار پيداشده در اين‌جا شباهت بسيار اين محوطه با جيتون را نشان مىدهد . اين شباهت‌ها نه تنها از نظر مقايسه و همسانى مواد غير منقول و سفال‌هاى پيداشده در اين محوطه است بلكه تعداد 15 عدد خانهء پيداشده نيز از هرنظر شبيه معمارى جيتون هستند 64 . چخماقلى تپه نيز محوطه‌اى
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى ) — صفحة 116 | منصور سيد سجادى