عمران گفت : آرى ، سپس گفت : اى آقايم ، به من نمىگوئى كه خود ابداع ، خلق است يا نه ؟
امام فرمود : بله ، خلقى است ساكن ، كه سكونش هم درك نشود و همانا براى آن خلق ، پديدهاى است و خدا است كه پديدارش كرده ، پس خلق او شده و همان خداى ( عزّ و جل ) بود و خلقش ، و شخص سومى ميانشان و جز آنها نبوده و آنچه خداى ( عزّ و جل ) آفريده ، جز خلق او نمىباشد و چه بسا كه خلق ساكن و يا متحرك و گوناگون باشد و هماهنگ و معلوم باشد و مبهم و هر چيزى حدى دارد ، پس خلق خداى ( عزّ و جل ) باشد .
وبدان كه آنچه حواس تو درمىيابند ، معنائى باشد كه حواس تو دريافته و هر نيروى حسى دليل است بر آنچه خدا ( عزّ و جل ) به دو دريافت داده و در دل نيروى فهم همهى آنها را نهاده .
و بدان كه يكتاى بىاندازه و بى حد ، خلقى آفريده با اندازه و با حد و آنچه را آفريده ، دوتا بوده ، اندازه و اندازه شده ، و در هيچ كدامشان رنگ و وزن و ذوق نبوده و يكى را دريافتكنِ ديگرى ساخته و هر كدام را دريافتكنِ خود نموده و يكتا نيافريده كه تنها خودش باشد ، نه ديگرى ، براى آنكه خواسته دليل وجود او ( خدا ) باشند ، براى آنكه خداى ( عزّ و جل ) يگانه و يكتا است و دومى به همراهش نيست ، كه او را نگهدارد يا كمك كند و يا در حقيقت ، با او تركيب شود و آفريدهها هستند كه همديگر را به فرمان و خواست خدا ، نگه مىدارند ، و همانا مردم در اين مورد با هم اختلاف دارند ، تا اينكه سرگردان شدند و از تاريكى به تاريكى ديگرى وارد شدند ، آن هم به واسطه اينكه خدا را متصف به وصف بشر نمودند و از حق دورى نمودند و اگر خدا را به صفات شايسته او وصف مى كردند و همين طور مخلوقات را به صفات شايسته خودشان ،
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٦٥