و چهار جملهى پس از آن ابلاغ مىكند ، و چهار جملهى مقدّم عبارت است از دو تكبير مكرّر ، و دو شهادت مكرّر به توحيد و نبوّت ، و چهار جملهء مؤخّر كه عبارتند از « حىّ على الفلاح » ، و « حىّ على خير العمل » ، به معناى بشتابيد براى رستگارى و سعادتمندى ، و بشتابيد براى بهترين اعمال كه نماز است ، سپس به سوى بهترين عمل خوانده است ، در حالى كه ترغيب كرده است در آن ، و سپس به گفتن دو بار تكبير و دو بار تهليل ، اللَّه اكبر گفتن و لا إله الّا اللَّه ، ندا دادن جملات بعد را مانند جملات قبل تكميل مىنمايد و كلام را با ذكر و ياد « اللَّه » كه نام معبود يكتا است پايان مىدهد ، همچنان كه با ياد همان آغاز نمود .
چرا لاالهالاالله در آخر اذان قرار داده شده است ؟
اگر شخصى بپرسد : چرا در آخر اذان « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » را قرار داد ، و « اللَّه اكبر » چنان كه در اوّل آن است قرار نداد ؟
گفته مىشود : بدان جهت كه در آخر جملهء « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » نام خداىتعالى است ، و او خوش داشت كه سخن به نام او پايان يابد ، چنان كه به نام او آغاز شد .
چرا خدا به جاى تهليل تسبيح را قرار نداد ؟
اگر كسى بگويد : چرا به جاى « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » ، « سبحان اللَّه » يا « الحمد للَّه » نيست ، در حالى كه نام خداوند در آخر اين دو جمله نيز هست ؟
گفته مىشود : « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » اقرار است به يكتائى خدا و نفى همهء همانندهائى كه معبود گرفته شده و خدا نيستند و مخلوقند و اين اقرار اساس ايمان است و از تسبيح و تحميد بالاتر است و بزرگتر از آن دو ذكر مىباشد .