عرض كردم : آيا علم پيامبر و اوصيا و كتابهايشان نزد شما وجود دارد ؟
فرمود : آرى و از آن بيشتر ، هر چه مايلى بپرس .
مأمون سؤال مىكند : من كجا مىميرم ؟
محمّد بن عبداللَّه افطس گفت : مأمون رفتم ، مرا احترام كرد و تهنيت گفت سپس گفت ، خدا رحمت كند حضرت رضا عليه السلام را چقدر دانا بود ، مرا از امر عجيبى خبر داد ، شبى كه مردم با او بيعت كرده بودند به او گفتم : خوب است شما به عراق تشريف ببريد و من جانشين شما در خراسان باشم .
لبخندى زده فرمود : نه ، قسم به جان خودم كه من بايد همين نزديكىهاى خراسان باشم و در اين سرزمين بمانم اجلم فرا برسد و بالاخره از همين سرزمين محشور خواهم شد .
عرض كردم : فدايت شوم از كجا اين مطلب را مىدانى ؟
فرمود : همانطور كه محل دفن خود را مىدانم ، مكان دفن تو را نيز مىدانم .
پرسيدم : محل دفن من كجا است ؟
فرمود : بين من و تو فاصله زياد است ، من در مشرق از دنيا مىروم و تو در مغرب .
گفتم : صحيح مىفرمائيد ، خدا و پيامبر و اهلبيت او بهتر مىدانند . خيلى كوشش كردم و او را در مورد خلافت و چيزهاى ديگر به طمع اندازم ولى قبول نكرد .
سؤال از علت قبول ولايتعهدى
ريّان بنصلت روايت كرده كه گفت : بر امام رضا عليه السلام وارد شدم و عرضه داشتم :