يا ابن رسولاللَّه ، مردم مىگويند : شما با كمال زهد به دنيا و پارسائى كه اظهار مىداريد ، ولايت عهدى مأمون را پذيرفتهايد ؟
آن بزرگوار فرمود : خدا خود مىداند كه من تا چه حدّ اين كار را نمىپسنديدم ، ولى وقتى كه امر دائر شد ميان قبول اين امر و كشته شدن ، آن را بر قتل نفس برگزيدم ، واى بر ايشان ! آيا نمىدانند كه يوسف ، پيامبر بود و چون ضرورت اقتضا كرد به « پادشاه » مصر گفت : مرا مسلط بر خزائن زمين قرار بده ، مرا هم ضرورت و ناچارى با كمال اكراه و نادلخوشى بدين كار كشيد ، و پس از اينكه مشرف بر هلاك بودم آن را به اكراه پذيرفتم ، و در اين امر داخل نگشتم مگر مانند كسى كه از آن خارج شده باشد ، و شكايت را به خدا مىبرم و از او يارى مىجويم .
امام بعد از شما چه كسى است ؟
خيرانى از پدرش روايت كرده در خراسان حضور حضرت رضا عليه السلام شرفياب بودم كسى پرسيد : بزرگوارا هر گاه پيشآمد ناگوارى براى شما رخ داد به سوى چه كسى شخصى توجه كرده و امور خود را از او بخواهيم ؟
فرمود : به فرزندم ابو جعفر مراجعه كرده و خواستههاى خود را از او بطلبيد .
گوينده از پاسخ حضرت رضا عليه السلام به شگفت آمده و با نظر خوردسالى به حضرت ابو جعفر توجه كرد ، حضرت رضا عليه السلام براى رفع تعجب او فرمود :
خداى متعال حضرت عيسى عليه السلام را به مقام رسالت و نبوت و شريعت برقرار داشت در حالى كه از ابوجعفر خردسالتر بود .