عرض كرد : از چه كسى ؟
فرمود : از مالك بن انس و فقهاى مدينه ، آن گاه حديث را به من بگو .
آن مرد رفت و از آنها مطالبى گرفت و آنها را براى حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام خواند .
حضرت همه اينها را باطل دانست و فرمود : برو معرفت طلب كن !
آن مرد خيلى به دين خويش اهميت مىداد ، پيوسته در جست و جوى امام بود تا روزى در پى ايشان كه به باغ خودش مىرفت ، به راه افتاد ، در بين راه پيش روى آن حضرت قرار گرفت و عرض كرد : فدايت شوم ، من در پيشگاه پروردگار از شما احتجاج مىكنم ، مرا به معرفت راهنمايى بفرما !
امام كاظم عليه السلام امير المؤمنين عليه السلام را معرفى كرد و فرمود : بعد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله راهنماى مردم اميرمؤمنان على عليه السلام بود .
آن گاه جريان ابابكر و عمر را توضيح داد و آن مرد از حضرتش قبول كرد و پرسيد : بعد از حضرت امير المؤمنين عليه السلام چه كسى بود ؟
فرمود : امام حسن بعد امام حسين عليهما السلام تا به خودش رسيد سكوت فرمود .
عرض كرد : قربانت شوم ، امروز امام كيست ؟
فرمود : اگر بگويم مىپذيرى ؟
عرض كرد : آرى ، فدايت شوم .
فرمود : امروز من امام هستم .
گفت : قربانت شوم ، دليلى بياوريد تا به آن استدلال كنم .
حضرت به درخت امّ غيلان اشاره كرد و فرمود : كنار آن برو و به او بگو : موسى بن جعفر مىگويد : بيا !
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٤٧