گفت : پيش درخت رفتم و پيغام را رساندم . به خدا سوگند ! آن درخت زمين را مىشكافت و مىآمد تا مقابل امام رسيد ، آن گاه امام اشاره نمود و برگشت .
او به مقام امامت آن حضرت اقرار نمود و ديگر سكوت كرد كه كسى نديد بعد از آن ، سخن بگويد . پيش از اين جريان ، خوابهاى خوب مىديد ، واقعيت نيز داشت . از آن پس ديگر چنين خوابهايى نيز قطع شد . يك شب حضرت امام صادق عليه السلام را در خواب ديد و از قطع شدن خواب شكايت نمود .
فرمود : ناراحت نباش ! وقتى مؤمن در ايمان استوار گرديد ، رؤيا از او قطع مىشود .
آيا مرا به كسى كه دينم را از او به دست آورم راهنمايى مىفرمايى ؟
19 . محمّد بن اسحاق بن عمّار مىگويد : به امام موسى بن جعفر عليهما السلام عرض كردم : آيا مرا به كسى كه دينم را از او به دست آورم راهنمايى مىفرمايى ؟
فرمود : همين پسرم على است . به راستى كه پدرم دست مرا گرفت و به سوى قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله برد و فرمود : پسرم ! خداى متعال فرمود :
« همانا ما تو را در زمين خليفه قرار داديم » و به راستى آن گاه كه خدا چيزى فرمايد ، به آن وفا مىكند .