پس يكى به راه درست رود و آن ديگرى به خطا ، يكى گمراه و ديگرى راه يافته ، يكى شنوا و ديگرى كر ، يكى بينا و ديگرى كور سرگردان . پس تمام ستايشها از آنِ خدايى است كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله و دين او را شناساند و توصيف كرد .
اما بعد ، به راستى كه تو مردى هستى كه خداوند جايگاه ويژهاى در خاندان محمد صلى الله عليه و آله به تو عنايت كرده و در دلت دوستى آنچه را از دين خود به تو سپرده و آنچه از رشد و هدايت به تو الهام كرده ، نگه داشته است و تو را در كار دينت چنان بينا كرده كه امامان بر حق را برترى دادهاى و كارها را به آنان بازگرداندهاى .
در نامهات مواردى را از من پرسيدهاى كه من از پاسخ آنها در تقيه هستم و بايستى آنها را كتمان كنم ، ولى چون دوران تسلّط زورگويان سپرى شده و روزگار سلطنت سلطان بزرگ ( خداى متعال ) فرا رسيده ؛ با جدايى از اين دنياى نكوهيده و سپردن آن به دنياداران سركش بر آفرينندهء خويش ، صلاح ديدم كه آنچه را پرسيده بودى براى تو شرح دهم از بيم آن كه نكند شيعيان كم بصيرت ما از راه نادانى به سرگردانى دچار گردند .
بنا بر اين ، تقواى خداى متعال پيشه كن و اين امر امامت را به اهلش مخصوص دار و بپرهيز از اين كه سبب گرفتارى اوصيا گردى ، يا كسى را بر آنان با افشاى آنچه را به تو سپردهام بشورانى و رازهايى كه كتمانش را از تو خواستهام آشكار سازى و - ان شاء اللَّه - كه هرگز اين كار را نخواهى كرد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٩٣