تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مأمون مىگويد : جرأت من نزد پدرم از ديگر فرزندان زيادتر بود . هنگامى كه موسى بن جعفر عليهما السلام بيرون رفت ، من به پدرم گفتم : اى اميرالمؤمنين ! با اين مرد رفتارى كردى كه من نديدم با كسى از مهاجرين و انصار و بنى هاشم اين گونه رفتار كنى ، اين مرد كه بود ؟ گفت : پسرم ! او وارث علم پيامبران موسى بن جعفر بن محمد بود و اگر علم و دانش صحيح بخواهى ، نزد اين مرد يافت مىشود . مأمون گفت : در اين هنگام محبّت اهل بيت در قلب من جاى گرفت .

اى اباالحسن ! چقدر عائله و فرزند دارى ؟

71 . سفيان بن نزار مىگويد : روزى بالاى سر مأمون بودم ، گفت : مىدانيد من تشيّع را از چه كسى آموختم ؟ حاضران گفتند : نه ، به خدا نمىدانيم . گفت : از هارون الرشيد آموختم . گفتند : چگونه از هارون الرشيد آموختى با اين كه او پيوسته اين خانواده را مىكشت ؟ گفت : او آن‌ها را براى حفظ سلطنت خود مىكشت ؛ زيرا سلطنت عقيم و نازاست . سالى من با او به حج رفتم ، همين كه به مدينه رسيد به دربانان خود دستور داد كه هر كس از مردم مكّه و مدينه از فرزندان مهاجر و انصار به ديدن من مىآيد بايد نسب و نژاد خود را بگويد و خودش را معرفى كند .