تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
رفقايش به او گفتند : چرا نامت را به حضرت نگفتى ؟ جواب داد : اگر مىگفتم : نامم عبداللَّه ( بندهء خدا ) است مىفرمود : آنكه تو بنده‌اش هستى كيست ؟ ! آنها گفتند : باز گرد و بگو ترا بدون پرسش از اسمت به خدايت دلالت كند . او بازگشت و گفت : مرا به معبودم راهنمائى كن و نامم را مپرس . حضرت به او فرمود : بنشين ، در آنجا يكى از كودكان امام تخم پرنده‌اى در دست داشت و با آن بازى مىكرد . حضرت به او فرمود : اين تخم مرغ را به من ده ، آن را به وى داد . امام فرمود : اى ديصانى ؛ اين تخم قلعه‌اى است پوشيده كه پوست كلفتى دارد ، و زير پوست كلفت ، پوست نازكى است و زير پوست نازك ، طلائى است روان ( ماده طلائى ) و نقره‌ايست ( ماده نقره‌اى ) آب شده ، كه نه طلاى روان به نقره آب شده آميزد و نه نقره آب شده با طلاى روان درهم شود ، و به همين حال باقى است ، نه مصلحى از آن خارج شده تا بگويد : من آن را اصلاح كردم ، و نه مفسدى درونش رفته تا بگويد من آن را فاسد كردم ، و معلوم نيست براى توليد نر آفريده شده يا مادّه ، ناگاه شكافته شود و مانند طاووس رنگارنگ بيرون مىدهد ، آيا تو براى اين مدبّرى مىدانى و مىبينى ؟ ديصانى مدتى سر به زير افكند ، و سپس گفت : گواهى مىدهم كه معبودى جز خداى يگانه ، نيست كه شريك و همتايى ندارد ، و اينكه محمد بنده و فرستاده اوست ، و تو امام حجّت خدائى بر مردم و من از آن حالت پيشين توبه مىكنم . مَا الدَّليلُ عَلى وُجُودِ اللّهِ ؟ قالَ هِشامٌ : فَكانَ مِن سُؤالِ الزِّنْدِيقِ أَنْ قالَ : فَمَا الدَّليلُ عَلَيْهِ ؟ فَقالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ - عليه السّلام - : وُجُودُ الأَفاعيلِ دَلَّتْ عَلى أَنَّ صانِعاً صَنَعَها . الا