أَوْ أَقَلَّ مِنْها قادِرٌ أَنْ يُدْخِلَ الدُّنْيا كُلّها الْبِيْضَةَ لا تَصْغُرُ الدُّنْيا وَلا تَكْبُرُ الْبَيْضَةُ .
فَأَكَبَّ هِشامٌ عَلَيْهِ وَقَبَّلِ يَدَيْهِ وَرَأْسَهُ وَرِجْلَيْهِ وَقالَ : حَسْبي يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ ، وَانْصَرَفَ إِلى مَنْزِلِهِ وَغَدى عَلَيْهِ الدَّيْصاني فَقالَ لَهُ يا هِشامُ : إِنّى جِئْتُك مُسَلِّماً وَلَمْ أَجِئْك مُتَقاضِياً لِلْجَوابِ .
فَقالَ لَهُ هِشامٌ : إِنْ كُنْتَ جِئْتَ مُتَقاضِياً فَهاك الْجَوابُ . « 1 »
آيا خدا مىتواند جهان را در يك تخم مرغ بگنجاند ؟
عبداللَّه الديصانى از هشام پرسيد : تو پروردگار دارى ؟
گفت : آرى .
گفت : او توانا و قادر است ؟
گفت : آرى هم قادر است و هم قاهر ؟
گفت : آيا مىتواند تمام جهان را در يك تخم مرغ قرار دهد كه نه تخم مرغ بزرگ شود و نه جهان كوچك شود ؟
هشام گفت : مُهْلَتَم بده .
ديصانى گفت : يكسال به تو مهلت دادم . . . و بيرون رفت .
هشام سوار [ مركب ] شد ، و به خدمت امام صادق - عليه السّلام - رسيد و اجازه خواست ، حضرت به او اجازه داد .
هشام عرض كرد : يا بن رسول الله ؛ عبداللّه ديصانى از من سؤالى كرده كه تكيهگاه آن فقط خدا و شما هستيد .
امام فرمود : چه سؤالى كرده ؟
گفت : چنين و چنان پرسيده .
حضرت فرمود : اى هشام ، چند حسّ دارى ؟
هامش
( 1 ) - اصول كافى : ج 1 ص 102 ح 4 .