- صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - فَسَلِّمْهُ إِلَيْهِ بِما جَعَلَهُ اللَّهُ لَهُ . فَإِنَّهُ أَتَمُّ لِسَتْرِكَ وَاخَفُّ لِوِزْرِكَ ، فَقَدْ وَاللَّهِ ؛ نَصَحْتُ لَكَ إِنْ قَبِلْتَ نُصْحِي ، وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ .
4 - سپس مقداد برخاست و گفت : اى ابا بكر ؛ از ظلم و ستم خود برگرد ( و دست بردار ) و به سوى پروردگارت توبه كن ، و ملازم خانهء خود شو ، و بر گناهت گريه كن ، و امر را به صاحب اصليش كه از تو سزاوارتر است بسپار ، زيرا تو مىدانى كه رسول خدا - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - چه پيمان و عهدى بر گردن تو گذاشت ، و چه بيعتى از تو گرفت ، و چگونه تو را ملزم كرد كه زير پرچم اسامة بن زيد حركت كنى و او مولاى تو است .
و به شما فهمانيد كه اين امر ( يعنى خلافت ) از آن تو و كسى كه تو را در آن كمك كرد نيست به وسيلهء ضميمه نمودن نشانهء نفاق و كانون شقاق عمرو بن عاص كه خداوند در توصيفش بر پيامبرش - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - اين آيه نازل فرمود : « ( و بدان ) دشمن تو قطعاً بريده نسل و بىعقب است ! » - زيرا اختلافى ميان اهل علم و دانش نيست كه اين كلام الهى دربارهء عمرو نازل شد - و او بر شما و بر تمامى منافقين آن زمان كه پيامبر خدا - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - براى غزوه ذات السلاسل فرستاد ، امير بود ، و عمرو شما را نگهبان لشكرش نمود ، پس ؛ از نگهبانى تا خلافت ؟ ( نگهبانى كجا و خلافت كجا ) .
از خدا بترس ، و مبادرت كن به استعفاى از اين كار پيش از آنكه فرصت فوت شود ، زيرا اين براى تو در زندگيت و براى پس از مرگت سالمتر است ، و به دنيايت اعتماد نكن ، و قريش و غير قريش تو را فريب ندهند .
پس به زودى دنيايت مضمحل مىشود و از بين مىرود ، و سپس نزد پروردگارت حاضر مىشوى ، و تو را به سبب عملت مجازات خواهد كرد ، و تو دانستى ( و مىدانى ) و يقين دارى كه على بن ابى طالب - عليه السّلام - صاحب ( واقعى ) اين امر بعد از پيامبر - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - است ، پس اين امر ( خلافت ) را به او بسپار ؛ زيرا خدا آن را ( به خاطر كمالاتى ) براى او قرار داد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 278
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٧٨