كينههائى انباشته شده است ، و مىدانستند چه بغضى نسبت به خدا و پيغمبر و اهل بيت پيامبر - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - در دل دارند .
پس همگى برويد نزد آن مرد ( يعنى ابا بكر ) و او را از آنچه از فرمايشات پيامبرتان محمد - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - شنيديدهايد آشنا كنيد ، تا حجّت را بدينطريق بر او تمام كنيد ، و ديگر براى او عذرى نماند ، و آنان با مخالفت با اين فرمايشات از رسول اكرم - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - دور تر باشند هنگامى كه بر او ( روز قيامت ) وارد مىشوند .
آن گروه به طرف مسجد حركت كردند ، تا اينكه منبر رسول خدا را در ميان گرفتند ، و آن روز ؛ روز جمعه بود و هنگامى كه ابو بكر به منبر رفت مهاجرين به انصار گفتند : شما آغاز كنيد و سخن بگوئيد ، و انصار به مهاجرين گفتند : بلكه شما آغاز كنيد و سخن بگوئيد ، - تا اينكه گويد - : پس اولين كسى كه سخن گفت خالد بن سعيد بن العاص بود ، سپس باقى مهاجرين سپس انصار .
و روايت شده است كه : آنان هنگام وفات رسول خدا - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - حاضر نبودند ، و زمانى به مدينه آمدند كه ابو بكر در مقام خلافت نشسته بود ، و آنها آن زمان از سر شناسان مسجد رسول خدا - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - بودند .
1 - فَقامَ خالِدُ بْنُ سَعيدِ بْنِ الْعاصِ وَقالَ : إِتَّقِ اللَّهِ يا أَبا بَكْرٍ ؛ فَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - قالَ - وَنَحْنُ مُحْتَوِشُوهُ يَوْمَ قُرَيْظَةٍ حينَ فَتَحَ اللَّهُ لَهُ وَقَدْ قَتَلَ عَليٌّ يَوْمَئِذٍ عِدَّةٌ مِنْ صَناديدِ رِجالِهِمْ وَأُولي الْبَأْسِ وَالنَّجْدَةِ مِنْهُمْ - :
يا مَعاشِرَ الْمُهاجِرينَ وَالْأَنْصارِ ؛ إِنّي مُوصيكُمْ بِوَصيَّةٍ فَاحْفَظُوها ، وَمُوَدِّعُكُمْ أَمْراً فَاحْفَظُوهُ .
أَلا إِنَّ عَليَّ بْنَ أَبى طالِبٍ - عليه السّلام - أَميرُكُمْ بَعْدي وَخَليفَتي فيكُمْ ، بِذلِكَ أَوْصاني رَبّي ،
أَلا وَإِنَّكُمْ إِنْ لَمْ تَحْفَظُوا فيهِ وَصِيَّتي وَتَوازِرُوهُ وَتَنْصُرُوهُ اخْتَلَفْتُمْ في
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٧١