تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
حضرت به من هيچ پاسخى نفرمود . من سى روز در مدينه بودم ، سپس در بين راه به من فرمود : اى حكم ! تو هنوز اين جايى ؟ گفتم : آرى ، من نذرى كرده‌ام ، به شما عرض كردم و شما مرا امر و نهى ننموده و پاسخى نفرموديد . فرمود : فردا صبح زود منزل من بيا . فردا خدمتش شرفياب شدم . فرمود : مطلب را بپرس . عرض كردم : من بين ركن و مقام نذر كرده و روزه و صدقه‌اى براى خدا به عهده گرفته‌ام كه اگر شما را ملاقات كردم از مدينه بيرون نروم تا آن كه بدانم شما قائم آل محمّد عليهم السلام هستيد يا نه ؟ اگر شما هستيد ملازم خدمتتان باشم و اگر نيستيد در روى زمين بگردم و در طلب معاش برآيم . فرمود : اى حكم ! همهء ما قائم به امر خدا هستيم . عرض كردم : شما مهدى هستيد ؟ فرمود : همهء ما به سوى خدا هدايت مىنماييم . عرض كردم : شما صاحب شمشير هستيد ؟ فرمود : همهء ما صاحب شمشير و وارث شمشيريم . عرض كردم : شما هستيد آن كه دشمنان خدا را مىكشيد و دوستان خدا به وسيلهء شما عزيز مىشوند و دين خدا آشكار مىگردد ؟ فرمود : اى حكم ! چگونه من او باشم ؟ در صورتى كه به 45 سالگى رسيده‌ام و در حالى كه صاحب اين امر از من به دوران شيرخوارگى نزديكتر ( يعنى جوانتر ) و به هنگام سوارى چالاك‌تر است . 27 / 27 - ابن عيسى ، عن محمّد بن سنان ، عن محمّد بن يحيى الخثعميّ ، عن ضريس الكناسيّ ، عن أبي خالد الكابلىّ - في حديث له اختصرناه - قال : سألت أباجعفر عليه السلام أن يسمّي القائم حتّى أعرفه باسمه . فقال : يا أبا خالد ! سألتني عن أمر لو أنّ بني فاطمة عليها السلام عرفوه لحرصوا على أن يقطعوه