19 / 19 - الدقّاق وابن عصام معاً ، عن الكليني ، عن القاسم بن العلا ، عن إسماعيل الفزاري ، عن محمّد بن جمهور العمّي ، عن ابن أبي نجران ، عمّن ذكره ، عن الثمالي قال : سألت الباقر - صلوات اللَّه عليه - : يابن رسول اللَّه ! ألستم كلّكم قائمين بالحقِّ ؟
قال : بلى .
قلت : فلم سمّي القائم قائماً ؟
قال : لمّا قتل جدّي الحسين - صلّى اللَّه عليه - ضجّت الملائكة إلى اللَّه عزّ وجلّ بالبكاء والنحيب ، وقالوا : إلهنا وسيّدنا ! أتغفل عمّن قتل صفوتك وابن صفوتك ، وخيرتك من خلقك ؟
فأوحى اللَّه عزّ وجلّ إليهم : قرّوا ملائكتي ، فوعزّتي وجلالي ! لأنتقمنّ منهم ولو بعد حين .
ثمّ كشف اللَّه عزّ وجلّ عن الأئمّة من ولد الحسين عليه السلام للملائكة فسرَّت الملائكة ، بذلك ، فإذا أحدهم قائم يصلّي ، فقال اللَّه عزّ وجلّ : بذلك القائم أنتقم منهم « 1 » .
ثمالى گويد : از امام باقر عليه السلام پرسيدم : اى فرزند رسول خدا ! آيا شما همگى قائم به حق نيستيد ؟
فرمود : آرى .
عرض كردم : پس چرا حضرت قائم عليه السلام قائم ناميده شده است ؟
حضرت فرمود : هنگامى كه جدّم امام حسين عليه السلام كشته شد ، فرشتگان به سوى خداى متعال ضجّه كشيدند و با گريه و زارى فرياد زدند ، و گفتند : اى خداى ما ! و اى سيّد ما ! آيا از كسى كه برگزيده و فرزند برگزيدهء تو و بهترين فرد از مخلوقات تو را كشته ، مىگذرى ؟
خداى متعال به آنها وحى فرمود : اى فرشتگان من ! آرام باشيد ؛ قسم به عزّت و جلالم ؛ البتّه از آنها انتقام خواهم گرفت ، گرچه پس از گذشت زمان باشد .
آنگاه پيشوايان از فرزندان امام حسين عليه السلام را به فرشتگان نشان داد ، و آنها از ديدن اين منظره مسرور شدند ، ناگاه ديدند كه يكى از آن بزرگواران ايستاده و نماز مىخواند .
خداوند متعال فرمود : با اين كسى كه ايستاده است از آنها انتقام خواهم گرفت .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : ج 51 ص 28 ح 1 ، عن علل الشرائع .