را به ايمان آزمايش نموده باشد ، چنانچه به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد تا اجازه نداده با مشركان پيكار نكند و بر آزار آنها صبر نمايد ، چقدر پنهانى دعوت نمود به واسطه اطاعت امر خدا ، تا دستور رسيد كه : « اكنون آشكارا دعوت كن و از مشركان كناره بگير » .
خدا شاهد است اگر قبل از اين دستور هم آشكارا دعوت مىكرد در امان بود ؛ ولى او ملاحظه اطاعت امر خدا را مىنمود و مىترسيد مخالفت با دستور خدا بنمايد ، به همين جهت خوددارى نمود .
دوست دارم چشمهاى تو شاهد مهدى عليه السلام اين امّت باشد ، ببينى فرشتگان با شمشيرهاى آل داوود بين آسمان و زمين چگونه روح كفّار مرده را عذاب مىكنند و همچنين ارواح كسانى را كه شبيه كافران هستند - از زندهها - به آنها ملحق مىكنند .
سپس شمشيرى بيرون آورده گفت : اين از همان شمشيرهاست .
پدرم فرمود : آرى ، به آن خدايى كه حضرت محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم را براى بشريت برانگيخت .
در اين موقع آن شخص نقاب بر صورتش انداخت و گفت : من الياس هستم ، من ندانسته از شما سؤال نكردم جز آن كه خواستم اين حديث نيرويى براى اصحابت باشد .
حضرت حديث را ادامه داد . . . تا آنجا كه فرمود : آن شخص از جاى خود برخاست و رفت و ديگر او را نديدم .
17 / 17 - أحمد بن هارون ، وابن شاذويه ، وابن مسرور و جعفر بن الحسين جميعاً ، عن محمّد الحميري ، عن أبيه ، عن أيّوب بن نوح ، عن العبّاس بن عامر . وحدّثنا جعفر بن عليّ بن الحسن بن عبداللَّه بن المغيرة ، عن جدّه الحسن ، عن العبّاس بن عامر ، عن موسى بن هلال الضبّي ، عن عبداللَّه بن عطا ، قال : قلت لأبيجعفر عليه السلام : إنّ شيعتك بالعراق كثير ، وواللَّه ؛ ما في أهل البيت مثلك ، كيف لا تخرج ؟
فقال : يا عبداللَّه بن عطا ! قد أمكنت الحشوة من اذنيك واللَّه ؛ ما أنابصاحبكم .
قلت : فمن صاحبنا ؟
قال : انظروا من تخفى على النّاس ولادته فهو صاحبكم .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٧٥