تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
روى سر من گذاشته گفت : خدا به تو خير دهد اى امين خداوند بعد از پدران خويش ! آنگاه رو به پدرم كرده گفت : اى ابا جعفر ! مىخواهى تو براى من توضيح ده ، اگر مايلى من براى تو توضيح دهم . يا تو سؤال كن و يا من . ؟ در صورتى كه بخواهى من تو را تصديق مىكنم يا تو مرا تصديق كن . فرمود : همهء اينها را مىخواهم . آن مرد گفت : مبادا وقتى من سؤال كردم جوابى بدهى كه حقيقت را پنهان كرده باشى ؟ ! فرمود : چنين جوابى را كسى مىدهد كه در دلش دو علم داشته باشد ، كه هر يك مخالف ديگرى باشد ؛ ولى خداوند امتناع دارد از اين كه داراى علمى باشد كه مختلف است . گفت : سؤال من همين بود ، اينك قسمتى از آن را توضيح دادى ، بگو ببينم علمى كه حقيقت خالص باشد و در آن اختلاف نباشد ، نزد كيست ؟ فرمود : تمام اين علم نزد خداست ، امّا آنچه مردم بدان نيازمندند در اختيار اوصيا است . امام صادق عليه السلام فرمود : آن مرد نقاب از صورت برداشت و روى پا نشست صورتش مىدرخشيد ، گفت : براى همين علم آمدم ، مقصودم همين بود ، شما عقيده داريد از علمى كه بدون اختلاف نزد اوصيا هست ، آنها از كجا بر اين علم مطّلع مىشوند ؟ فرمود : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىدانست ؛ ولى آنها از راهى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مطلع مىشد اطّلاع پيدا نمىكنند ، زيرا او پيامبر بود و اينها محدّث ( جانشينان پيامبر ) هستند ، او از خداوند بدون واسطه وحى مىگرفت و مىشنيد ، در صورتى كه اوصيا استماع وحى نمىكنند . گفت : صحيح است ، اكنون سؤال مشكلى دارم ، بگو ببينم چرا اين علم آن طورى كه براى پيامبر ظاهر مىشد حالا ظاهر نمىشود ؟ پدرم لبخندى زده فرمود : خداوند هرگز علم خود را نمىدهد مگر به كسى كه او