حالى كه مىگويند : « سبّوح قدّوس ربّ الملائكة والروح » .
وقتى از طواف فارغ شدند ، كنار هر ستونى دو ركعت نماز مىخوانند آنگاه برمىگردند .
فرشتگان برمىگردند با آنچه خدا در آنان به وجود آورده و احترام زيادى مىگذارند براى آنچه ديدهاند كه در اجتهاد و كوشش و ترس آنها افزوده شده است .
و پيامبران و اوصيا و ارواح زندهء اوصيا در حالى كه با شدّت تعجّب كردهاند ، برمىگردند ، آنها شديداً شادمان و مسرور براى خودشان هستند ، و وصى و اوصيا در حالى صبح مىكنند كه انبوه زيادى از علم بر آنها الهام شده است ، كسى شادمانتر از آن ، براى آنها نيست .
( آنگاه فرمود : ) اين مطلب را كتمان كن ، سوگند به خدا ؛ اين كار در نزد خدا ارزشش بيشتر از فلان و فلان مقدار حصن و دژ محكم نزد تو است .
فرمود : اى محبور ! سوگند به خدا ؛ به آنچه مىبينى ( يعنى به اين مطلب ) جز صالحان الهام نمىشوند .
عرض كردم : سوگند به خدا ؛ من صلاحيّت زيادى ندارم .
فرمود : بر خدا دروغ نبند ، زيرا خداى تو را صالح ناميده است ، آنجا كه مىفرمايد : ( كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند ) همنشين كسانى خواهد بود كه خداوند نعمت خود را بر آنها تمام فرموده ؛ از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان » يعنى كسانى كه به ما و به امير مؤمنان و فرشتگان خدا و پيامبران او و همه حجّتهاى او - كه بر او و محمّد و آل اخيار ابرار او سلام باد - ايمان آوردهاند .
172 / 172 - أبي ، عن أحمد بن إدريس ، عن ابن عيسى ، عن محمّد بن سنان ، عن أبي الجارود ، عن أبي جعفر عليه السلام قال : قلت له : جعلت فداك ؛ إذا مضى عالمكم أهل البيت فبأيّ شيء يعرفون من يجيء بعده ؟
قال : بالهدى والإطراق وإقرار آل محمّد عليهم السلام له بالفضل ولا يسئل عن شيء ممّا بين صدفيها إلّاأجاب فيه « 1 » .
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : ج 25 ص 139 ح 10 ، عن الخصال .