تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
من به جوان گفتم : تو را به آن خدايى كه اين ظاهر آراسته و زيبا را به تو داده سوگند مىدهم ، اين پسرك كيست ؟ گفت : او را نمىشناسى ؟ او على بن الحسين است . آن گاه به كودك روكردم و گفتم : تو را به حق آباء گرامت اين جوان كيست ؟ فرمود : او را نمىشناسى ؟ او خضر است كه هر روز پيش ما مىآيد و به ما سلام مىكند . گفتم : تو را به حق آباء گرامت سوگند ، چگونه بدون خوراك اين بيابان را طى مىكنى ؟ فرمود : من خوراك دارم ؛ خوراكم چهار چيز است . پرسيدم : چه چيز ؟ فرمود : 1 . من تمام دنيا را مملكت خدا مىدانم ، 2 . تمام مردم را بنده و كنيز و عيال او مىدانم ، 3 . روزىها و وسائل را در دست خدا مىبينم ، 4 . فرمان او را در هر چيز نافذ و جارى مىيابم . گفتم : خوب زاد و توشه‌اى دارى اى زين العابدين ! تو با همين زاد و توشه از بيابان‌هاى جهان آخرت مىگذرى چه رسد به بيابان‌هاى دنيا .

چرا با مادر خود غذا نمىخورى ؟

52 . حضرت امام سجاد عليه السلام از غذا خوردن غذا با مادر خود امتناع مىورزيد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 155 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى