من به جوان گفتم : تو را به آن خدايى كه اين ظاهر آراسته و زيبا را به تو داده سوگند مىدهم ، اين پسرك كيست ؟
گفت : او را نمىشناسى ؟ او على بن الحسين است .
آن گاه به كودك روكردم و گفتم : تو را به حق آباء گرامت اين جوان كيست ؟
فرمود : او را نمىشناسى ؟ او خضر است كه هر روز پيش ما مىآيد و به ما سلام مىكند .
گفتم : تو را به حق آباء گرامت سوگند ، چگونه بدون خوراك اين بيابان را طى مىكنى ؟
فرمود : من خوراك دارم ؛ خوراكم چهار چيز است .
پرسيدم : چه چيز ؟ فرمود :
1 . من تمام دنيا را مملكت خدا مىدانم ،
2 . تمام مردم را بنده و كنيز و عيال او مىدانم ،
3 . روزىها و وسائل را در دست خدا مىبينم ،
4 . فرمان او را در هر چيز نافذ و جارى مىيابم .
گفتم : خوب زاد و توشهاى دارى اى زين العابدين ! تو با همين زاد و توشه از بيابانهاى جهان آخرت مىگذرى چه رسد به بيابانهاى دنيا .
چرا با مادر خود غذا نمىخورى ؟
52 . حضرت امام سجاد عليه السلام از غذا خوردن غذا با مادر خود امتناع مىورزيد .