او مال خدا را به دوستداران خويشتن تقسيم مىكند و افرادى را كه سزاوار آن هستند از آن ممنوع مىنمايد . مؤمن در زمان سلطنت او ذليل و فاسق تقويت خواهد شد .
او مال خود را به ياران خويشتن مىدهد ، بندگان خدا را غلام و كنيز زرخريد قرار خواهد داد . در زمان سلطنت وى حق از بين مىرود و باطل ظاهر مىشود ، مردمان نيكوكار مورد لعن قرار مىگيرند ، هر كه با او دربارهء حق دشمنى كند كشته خواهد شد ، هر كسى كه راجع به تقويت باطل با وى دوستى نمايد جايزه خواهد گرفت .
روزگار بدين منوال خواهد بود تا اين كه خداوند مردى را - كه در آخر الزمان كه روزگارى سخت است - مبعوث مىنمايد و او را به وسيلهء فرشتگان خود تأييد مىكند ، انصار و ياران وى را نگهدارى مىنمايد ، او را به وسيلهء آيات و معجزات خود نصرت مىدهد ، وى را بر زمين ظاهر و مسلّط مىكند تا اين كه مردم خواه ناخواه مطيع و منقاد او شوند . او زمين را بعد از آن كه از ظلم و ستم پر شده از عدل و داد و نور و برهان لبريز خواهد كرد . عرض و طول شهرها برايش مطيع مىشوند ، حتى كافرى نيست مگر اين كه ايمان مىآورد و تبه كارى نيست مگر اين كه نيكوكار خواهد شد ، درندگان در زمان سلطنت او صلح و سازش مىنمايند ، زمين گياهان خود را مىروياند ، آسمان بركات خود را فرو مىريزد ، گنجهابراى او ظاهر خواهند شد . او مدّت چهل سال بر شرق و غرب جهان حكومت خواهد كرد . خوشا به حال كسى كه روزگار با شكوه او را دريابد و شنواى فرمان او باشد .
آيا از عايشه در شگفت نيستى كه مرا شايستهء خلافت نمىداند ؟
4 - در روايتى آمده است : روزى امام حسن عليه السلام نزد معاويه رفت ، او جسورانه روى پهلوى راست خوابيده بود . آن حضرت نزد پاى معاويه نشست . او به امام حسن عليه السلام گفت : آيا از عايشه در شگفت نيستى كه مرا شايستهء خلافت را نمىداند !
امام حسن عليه السلام فرمود : شگفتآورتر اين كه من پايين پاى تو نشستهام و تو خوابيدهاى ! !