تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
فرمود : چه منظورى دارى ؟ اگر آن كس باشد كه من گمان مىكنم خدا حساب او را خواهد رسيد و اگر جز او باشد كه من دوست ندارم شخص بىگناهى مؤاخذه شود . آن امام معصوم بعد از اين جريان بيشتر از سه روز باقى نبود كه شهيد شد .

اى فرزند رسول خدا ! مرا موعظه كن !

55 - جنادة بن ابى اميّه گويد : در آخرين روزهاى زندگى امام حسن عليه السلام كه حضرتش مسموم شده بود به حضور آن حضرت مشرّف شدم . پيش روى آن بزرگوار تشتى بود كه خون بالا مىآورد و در ميان آن تشت مىريخت و قطعات كبد مباركش به وسيلهء زهرى كه از طرف معاويه به آن بزرگوار داده شده بود خارج مىشد ، من به آن حضرت گفتم : اى آقاى من ! چرا خود را مداوا نمىكنى ؟ ! فرمود : اى بندهء خدا ! مرگ را به چه مىتوان مداوا كرد ؟ گفتم : إنّا للَّه‌وإنّا إليه راجعون . آن گاه حضرت به من رو كرد و فرمود : به خدا سوگند ! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به ما خبر داد و فرمود : « مقام امامت نصيب دوازده نفر از فرزندان على و زهرا عليهما السلام خواهد شد و هيچ يك از ما نيست مگر اين كه مسموم يا كشته مىشود » . من تشت را از پيش روى آن حضرت برداشتم و آن بزرگوار گريست . به پيشواى دوّم گفتم : اى فرزند رسول خدا ! مرا موعظه كن .