تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى حضرت زهرا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
فرمود : خدا به شما هم پاداش دهد . آن گاه فرمود : پروردگارم حكم كرده و سوگند ياد كرده كه از ستم هيچ ستمكارى نگذرد . شما را به خدا سوگند مىدهم كه هر كدام از شما دادخواست و مظلمه‌اى در عهده محمّد دارد برخيزد و از او قصاص كند ؛ چرا كه براى من قصاص در دنيا محبوب‌تر از قصاص در جهان آخرت در برابر فرشتگان و پيامبران است . در اين هنگام مردى به نام سوادة بن قيس از آخر جمعيّت برخاست و عرض كرد : اى رسول خدا ! پدر و مادرم به فدايت ! هنگامى كه از طائف برمىگشتى من به پيشوازت آمدم . شما بر شتر عضبا سوار بودى و تازيانه ممشوق در دستت بود ، تازيانه بلند كردى كه شترت را حركت دهى و به شكم من خورد . نمىدانم از روى عمد بود يا خطا ! فرمود : به خدا پناه مىبرم كه عمدى باشد . سپس فرمود : اى بلال ! برخيز و به خانهء فاطمه عليها السلام برو و تازيانهء ممشوق را بياور ! بلال مىرفت و در كوچه‌هاى مدينه فرياد مىزد : اى مردم ! چه كسى است كه هر قصاصى بر عهده دارد پيش از قيامت بپردازد ؟ ! اين حضرت محمّد صلى الله عليه و آله است كه قصاص خود را پيش از قيامت مىپردازد . بلال در خانهء فاطمه عليها السلام را كوبيد و مىگفت : اى فاطمه ! برخيز كه پدرت تازيانهء ممشوق را مىخواهد ! فاطمه عليها السلام آمد و مىگفت : بلال ! پدرم به تازيانهء ممشوق چه كار دارد ؟ امروز ، روز تازيانه نيست . بلال گفت : اى فاطمه ! آيا نمىدانى كه پدرت بر فراز منبر قرار گرفته و با اهل دين و دنيا وداع مىكند ؟ فاطمه عليها السلام فرياد كشيد و گفت : واى از اين غم ؛ اين غم تو پدر بزرگوارم ! چه كسى سرپرست فقرا و بى نوايان و در راه ماندگان خواهد بود ؟ ! اى محبوب خدا و محبوب دل‌ها .