تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى حضرت زهرا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
سپس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : اى پسر ابو طالب ! هنگامى كه ديدى جانم از تنم برآمد ، تو مرا خوب غسل بده و با اين دو پارچه لباسم - يا در پارچهء سفيد مصرى و برد يمانى - كفن كن ؛ ولى كفن بسيار گران بر من مپوشان ، آن گاه مرا برداريد و كنار گورم نهيد . پس نخستين كسى كه به من رحمت فرستد خداوند بزرگ و جبّار است كه از بالاى عرش خود ، سپس جبرئيل ، ميكائيل و اسرافيل در صفوف فرشتگانى كه جز خدا شمار آن‌ها را نمىداند ، سپس فرشتگانى كه گرد عرشند ، سپس اهل آسمان‌ها به ترتيب بر من نماز مىگزارند ، آن گاه همهء خاندانم و زنان خويش به ترتيب قرابت با اشاره به من نماز خوانده و به من سلام مىدهند . مرا به آواز شيون و ناله حزين آزار ندهيد . سپس فرمود : اى بلال ! مردم را جمع كن . مردم در مسجد گرد هم آمدند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله عمامه بر سر بست و بر كمان خود تكيه زد و بر فراز منبر قرار گرفت ، سپس خدا را سپاس گفت و او را ستايش كرد . آن گاه فرمود : اى گروه‌هاى اصحابم ! براى شما چگونه پيامبرى بودم ؟ آيا در ميان شما جهاد و مبارزه نكردم ؟ آيا دندان‌هاى رباعىام « 1 » نشكست ؟ آيا پيشانيم بر خاك نيامد ؟ آيا خون بر چهره‌ام روان نشد تا ريشم را فرا گرفت ؟ آيا با نادان‌هاى قوم خود متحمّل سختى و مشقّت نشدم ؟ آيا سنگ مجاعه و گرسنگى بر شكمم نبستم ؟ گفتند : چرا اى رسول خدا ! تو براى خدا شكيبا بودى و از منكرات بلاهاى خدا جلوگير ، خدا تو را از ما بهترين پاداش دهد .
هامش
( 1 ) - رباعى : چهار دندان ميان ثنايا و انياب را گويند .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى حضرت زهرا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 123 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى