يونانى گفت : خواهش ديگرم اين است كه دوست مىدارم كه خوشههايش خلال درآورد و آنها را از سبزى به زردى و سرخى بگردانى و رطب شود و وقت چيدنش برسد و خوردنى شود ، و به من و حاضرين بخورانى .
فرمود : تو قاصد من به سوى آن درخت هستى ، آنچه گفتى به آن درخت امر كن .
يونانى آنچه على عليه السلام دستور داده بود ، به آن درخت گفت . درخت خلال برآورد و بعد بُسر شد ، زرد شد ، قرمز شد ، رطب شد و خوشههايش از رطب سنگين شد .
يونانى گفت : خواهش ديگرم اين است كه دوست دارم كه خوشههايش به من نزديك شود ، يا دست من به قدرى دراز شود كه به آنها برسد و محبوبترين چيز نزد من ، آن است كه يكى از خوشهها به جانب من پايين آيد ، و دست من به خوشهء ديگرى كه پهلوى آن است ، دراز شود .
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود : آن دستى را كه مىخواهى به درخت برسد ، دراز كن و بگو : اى نزديك كنندهء دور ! دست مرا به اين خوشه نزديك كن ، و آن دست ديگر را كه مىخواهى خوشه به آن نزديك شود نگهدار و بگو : اى آسان كنندهء سختى ! آنچه از من دور است براى من آسان فرما .
يونانى چنين كرد و اين كلام را گفت ، دست راستش دراز شد و به خوشه رسيد ، و خوشههاى ديگر پايين آمدند و روى زمين ريخت و بيخ خوشهها دراز شد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٢٥