حضرت فرمود : چه علامت ديگرى مىخواهى ؟
گفت : دستور بدهيد تا درخت به همان جايى كه بود ، برگردد و در جاى خود قرار گيرد .
حضرت امر فرمود و درخت به جاى خود برگشت و در آن استقرار يافت .
مرد يونانى به امير مؤمنان على عليه السلام گفت : اين اعجازى است كه از محمّد صلى الله عليه و آله گفتى ، ولى اكنون او از نظر من پنهان است ، من كوچكتر از اين را از شما مىخواهم . من از تو دور مىشوم ، مرا بخوان و من به اختيار خودم ، نمىپذيرم ، اگر توانستى مرا بدون اين كه خود بخواهم ، بياورى ، اين خود معجزه و نشانهاى خواهد بود .
امير مؤمنان على عليه السلام فرمود : اين موضوع را تنها ، تو متوجّه خواهى شد و تنها براى تو معجزه و نشانه مىشود ، چرا كه خود مىدانى بىاختيار آمدهاى و من اختيار را از تو گرفتهام ، بى آن كه خود اقدام نمايم ، يا به ديگرى دستور دهم ، يا كسى كه داراى اين هدف باشد ، گرچه دستور ندهم . مگر اين كه از قدرت چيره و پيروزمند خدا شود .
از طرفى ، تو يونانى هستى ، ممكن است ادّعا كنى ، يا فرد ديگرى ادّعا كند كه من و تو با يكديگر توطئه كردهايم ، اگر اعجاز مىخواهى موضوع ديگرى را بخواه كه معجزهاى از طرف من براى همهء جهانيان باشد .
يونانى گفت : من از تو مىخواهم اجزاى اين درخت خرما را از هم جدا كنى و از هم دور گردانى و بعد به هم متّصل كنى و به حال اوّلش برگردانى .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٢٣