نمىكشيد ، ولى چون مرگ ناگهانى او - بدون بيمارى پيشين و بى علّت - در هنگام سلامتى بدن او ، فرا رسيد ، من ترديد نداشتم كه در دوران سلامتى او حقّم به من باز پس داده خواهد شد ، و اين كار به آسانى و به سان آنچه كه من خواهان آن بودم و با همان سرانجامى كه من آن را مىخواستم ، به من خواهد رسيد و خداوند به زودى اين امر را با بهترين صورتى كه من اميدوار بودم و بهترين حالتى كه آرزو داشتم به من خواهد داد .
ولى آن شخص كار خودش را اين گونه پايان داد كه او گروهى را برگزيد كه من ششمين آنها بودم ، مرا با هيچ كدام از آنها مساوى قرار نداد و براى من هيچ امتيازى از وراثت ، خويشاوندى ، دامادى و نسبت با پيامبر قرار نداد ، در حالى كه هيچ يك از آنان ، سابقهاى همانند سابقهء من و اثرى به سان آثار من نداشتند . او خلافت را در شورايى متشكل از ما قرار داد و پسرش را در آن بر ما حاكم نمود ( ! ! ) و دستور داد كه اگر اين شش نفر امر او را اجرا نكردند ، همه را بكشد .
اى برادر يهودى ! شكيبايى بر اين سخت بود . اين گروه روزهاى خود را گذرانيدند و هر كدام خود را نامزد مىكردند و من ساكت بودم تا اين كه از نظر من پرسيدند ، من در مورد روزهاى گذشتهء خودم و آنان و آثار خودم و آنان مناظره و گفت و گو كردم و چيزهايى را در مورد شايستهتر بودن خودم نسبت به آنان - كه براى آنان معلوم و بديهى بود - توضيح دادم ، پيمان گرفتن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از آنان و تأكيد آن حضرت در بيعت
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٤٥