مىدانستند كه من از نظر طرفداران بيشتر ، از نظر قبيله ، گرامىتر ، از نظر نيرو ، كارآمدتر ، از نظر فرمان ، مطيعتر و از نظر دليل ، واضحتر بودم ، من در دين داراى فضايل و مناقب بيشترى بودم ، همهء اينها به خاطر سوابق و نزديكى من به پيامبر و وارث بودن من است .
علاوه بر اين كه من ، به سبب وصيّت پيامبر صلى الله عليه و آله - كه بندگان ، راه گريزى از آن را ندارند - و بيعتى كه پيشتر بر گردن آنان بود - حتّى آنان كه در آن دست يازيدند - شايستهگى داشتم .
پيامبر خدا محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله از دنيا رفت در حالى كه ولايت امّت در دست او و در خاندان او بود ، نه در دست آنان كه به آن دست يازيدند و نه در خانههايشان .
و اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله - كه خداوند هر گونه پليدى را از آنان برداشت و آنان را پاك و پاكيزه كرد - پس از پيامبر از هر نظر ، شايستهترين افراد به اين كار بودند .
آنگاه حضرتش رو به اصحاب خود كرد و فرمود : آيا چنين نبود ؟
گفتند : آرى ، اى امير مؤمنان !
فرمود : و امّا چهارمى اى برادر يهودى ! اين بود كه كسى كه پس از رفيقش در جاى او قرار گرفت ، در كارها با من مشورت مىكرد و طبق نظر من كار مىكرد و در كارهاى مشكل با من گفت و گو مىنمود و طبق رأى من عمل مىكرد و من و اصحابم كسى را - جز من - نمىشناسيم كه با او در اين امر گفت و گو كند و كسى جز من انتظار خلافت را پس از او
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٤٤