تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
اين طمع‌ها نبود مگر بدان جهت كه فردى - جز من - كار را به دست گرفته بود و آنگاه كه مرگ آن كه ( به ناحق ) در جاى پيامبر قرار گرفته بود ، فرا رسيد و روزگار او سپرى شد ، كار خلافت را پس از خود به رفيقش واگذار كرد و اين ناراحتى ديگر ، همانند ناراحتى پيشين بود و جايگاه او نيز نسبت به من ، همانند جايگاه پيشين بود و آن دو نفر چيزى را كه خدا براى من قرار داده بود ، از من گرفتند . در اين هنگام گروهى از اصحاب محمّد صلى الله عليه و آله كه در گذشته‌اند ، يا اكنون زنده هستند ، نزد من گرد هم آمدند و به من ، همان سخن را گفتند كه دربارهء خليفهء ( به ناحق ) پيشين گفته بودند ، پاسخ دوّم من نيز از پاسخ نخست تجاوز نكرد و اين به سبب شكيبايى ، به جهت خدا انجام دادن و داشتن يقين و به جهت بيم من ، از نابودى گروهى بود كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آنان را گاهى با نرمى ، گاهى با شدّت ، گاهى با بخشش و گاهى با شمشير گرد هم آورده بود و تا جايى كه به جهت گرد آمدن آنها ، چون در حال آمدن و فرار كردن بودند ، آنان را سير و سيراب مىكرد و به آنان لباس ، فرش و روانداز مىداد . اين در حالى بود كه خانه‌هاى ما خاندان محمّد صلى الله عليه و آله ، سقف و در و پيكرى جز شاخه‌هاى خرما و مانند آن نداشت و ما فرش و رواندازى نداشتيم و بيشتر ما در نماز از يك لباس استفاده مىنموديم و همهء ما شب‌ها و روزها گرسنه مىمانديم ، گاهى از غنايمى كه خدا براى ما قرار داده بود ، چيزى به ما مىرسيد و ما در آن حالى بوديم كه توصيف كردم ، ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله غنايم را به صاحبان نعمت‌ها و اموال مىداد و ايثار مىنمود تا دل‌هايشان را جلب كند .