اى امير مؤمنان ! آيا چنين خواهد شد ؟
165 - در روايتى آمده : امام رضا عليه السلام از پدر بزرگوارش از پدران گرامش عليهم السلام نقل مىكند كه حضرتش فرمود :
روزى ميثم تمّار به خانهء امير مؤمنان على عليه السلام آمد .
گفته شد : آن حضرت خوابيده است .
ميثم با صداى بلند گفت : اى در بستر آرميده ! بيدار شو ! به خدا سوگند كه بى ترديد محاسنت از خون سرت رنگين خواهد شد .
امير مؤمنان على عليه السلام بيدار شد و فرمود : ميثم را بياورند .
وقتى ميثم آمد باز سخن خود را تكرار كرد و گفت : اى در بستر آرميده ! بيدار شو ! به خدا سوگند كه بى ترديد محاسنت از خون سرت رنگين خواهد شد .
على عليه السلام فرمود : راست گفتى . تو نيز - به خدا سوگند ! - بى ترديد دستها ، پاها و زبانت قطع خواهد شد . درخت خرمايى كه در كناسه است به چهار قطعه بريده خواهد شد تو از يك قطعه از آن به دار آويخته خواهى شد ، حجر بن عدى از قطعهء ديگر ، محمّد بن اكتم از قطعهء سوّم و خالد بن مسعود از قطعهء چهارم به دار آويخته خواهند شد .
ميثم گويد : من ترديد كردم و با خود گفتم : به راستى كه على عليه السلام از غيب به ما خبر مىدهد . از اين رو ، به حضرتش عرض كردم : اى امير مؤمنان ! آيا چنين خواهد شد ؟