تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
عمرو بن حريث رو به امير كرد و گفت : خداوند كارهاى امير را اصلاح نمايد ! اين گوينده را مىشناسى ؟ گفت : او كيست ؟ پاسخ داد : ميثم تمّار دروغ گو ، غلام على بن ابىطالب دروغ گو ( ! ! ! ) امير در جايگاه خود تكيه داد و رو به من كرد و گفت : در اين مورد تو چه مىگويى ؟ گفتم : دروغ مىگويد ، خداوند كارهاى امير را اصلاح كند ! بلكه من راست گو غلام على بن ابىطالب راست گو كه به حقيقت امير مؤمنان است . امير گفت : يا بايستى از على دورى جويى و بدىهاى ( ! ! ! ) او را ياد آور شوى ( ! ! ! ) و از عثمان پيروى نموده و نيكىهاى ( ! ! ! ) او را بيان كنى ، يا دست‌ها و پاهايت را قطع مىكنم و به دار مىزنم . من گريه كردم ، امير گفت : هنوز كه چيزى انجام نداده‌ام ، گريه مىكنى ؟ ! گفتم : به خدا سوگند ! براى تهديد و اجراى حكم تو نمىگريم ، بلكه روزى كه مولا و آقايم قضيّه‌اى را به من خبر داد ، من ترديد كردم ، اينك به آن مىگريم . گفت : چه خبر داد ؟ گفتم : روزى كنار در مولايم آمدم ، گفتند : حضرتش خوابيده است . با صداى بلند گفتم : بيدار شو ! اى در بستر آرميده ! به خدا سوگند ! بى ترديد محاسنت از خون سرت رنگين خواهد شد . حضرتش به من فرمود : راست گفتى ، تو نيز به خدا سوگند ! بى ترديد دست‌ها ، پاها و زبانت قطع خواهد شد و به دار كشيده خواهى شد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 155 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى