تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
من عزيزِ كريم هستم . آنگاه كه رسولى بفرستم به او برهانى عطا كنم و بر او كتابى فرو فرستم . پس كسانى كه به من و رسولم ايمان آورند ، همان‌ها كامياب و رستگارند و كسانى به من و رسولم كفر ورزند ، همان‌ها زيانكارانند كه مستحقّ عذاب من هستند . » حاضرين گفتند : اى امير مؤمنان ! ما به خدا و رسولش ايمان آورديم و به خدا توكّل كرديم . على عليه السلام فرمود : خداوندا ! بر آن چه كه مىگويند ، گواه باش و من به آنچه كه انجام مىدهند ، دانا و خبير هستم . آنگاه حضرتش فرمود : به نام خدا و بركاتش برخيزيد . اصبغ گويد : همگى همراه آن حضرت برخاستيم ، تا اين كه حضرتش ما را به صحرا آورد نگاه كرديم ، ناگاه باغى سرسبز داراى آب ديديم . در ميان باغ بركه‌هاى آب و در درون بركه‌ها ماهىهاى فراوانى بود با اين كه در گذشته ، در آن منطقه آبى وجود نداشت . گفتيم : به خدا سوگند ! اين‌ها دليل‌هاى امامت هستند ، اى امير مؤمنان ! معجزه‌هاى ديگرى به ما بنما و گرنه ما بخشى از آن چه كه خواستيم ، دريافتيم . فرمود : خداوند براى من كافى است و او كفايت‌گر خوبى است . آنگاه با دست با كفايت والاى ديگر خود به طرف صحرا اشاره فرمود . ناگاه قصرهاى زيادى نمايان شد ، آنها با درّ ، ياقوت و جواهر مزيّن شده بودند ، درهايشان از زمرّد سبز رنگ بود ، در ميان قصرها حوريان ، پسران زيباروى ، درختان ، پرندگان و گياهان فراوانى وجود داشت ، ما