هشتاد صندلى از نقره - كه با ياقوت سرخ آزين شده بودند - براى هرقلها ( شاهزادگان روم ) قرار داد ، آنگاه بر فراز تخت و رفت تاجى بر سر نهاد .
يهودى گفت : تاج او از چه بود ؟
فرمود : از طلاى نقش و نگار دارى كه داراى هفت پايه بود كه هر پايهاى ، يك لؤلؤ سفيد داشت كه همانند چراغ در شب تار روشن بود .
او پنجاه جوان از فرزندان هرقلها را برگزيد كه پيراهنهايى از ديباى سرخ و شلوارهايى از حرير سبز بر تن آنها كرد ، آنگاه بر سر آنها تاج نهاد و بر بازوان آنها بازوبند و بر پايشان خلخال بست و گرزهايى از طلا در اختيار آنان قرار داد كه در طرف بالاى سرش بايستند ، شش تن از افراد ميان سال به عنوان وزير انتخاب كرد كه سه تن از آنها در سمت راست او و سه تن ديگر در سمت چپ به انجام وظيفه مشغول بودند .
يهودى پرسيد : اسامى اين شش تن چه بود ؟
فرمود : سه وزيرى كه در سمت راست او بودند به نامهاى « تمليخا » ، « مكسلمينا » و « ميشيلينا » ، آنها كه در در سمت چپ او بودند به نامهاى « مرنوس » ، « ديرنوس » و « شاذريوس » بودند .
او همواره در همهء كارهايش با اينها مشورت مىكرد .
او در صحن كاخ خود مىنشست و خاندانش در سمت راست و شاهزادگان روم در سمت چپ او مىنشستند .
سه جوان وارد مىشدند ، كه در دست يكى جام زرّينى كه از مشك ساييده شده پر بود ، در دست ديگرى جام نقرهاى كه از گلاب بود پر و در دست جوان سوّمى پرنده سفيد رنگى با منقار سرخ بود .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٢٧