لعن قرار مىدهد و بر چشم شيطان نعره مىزند .
قورباغه مىگويد : پاك و منزّه است پروردگارى كه پرستيده شده و تسبيح و ستايش شده در امواج خروشان درياهاست .
و پرندهء چكاوك مىگويد : خداوندا ! دشمنان محمّد و آل محمّد را لعنت و نفرين كن .
راوى گويد : دانشمندان يهودى سه نفر بودند ، وقتى سخن بدين جا رسيد دو تن از آنها جلو آمده و گفتند : گواهى مىدهيم كه معبودى جز خداوند نيست ، يگانهاى است كه شريكى ندارد و به راستى كه محمّد بنده و فرستادهء اوست .
ولى دانشمند ديگرى گفت : اى على ! من نيز به مانند يارانم در قلبم به اسلام گرايش پيدا كردهام ، ولى براى من پرسشى مانده كه مىخواهم بپرسم .
على عليه السلام فرمود : بپرس !
گفت : مرا از مردمى كه در زمان نخست بودند و سيصد و نه سال به خواب مرگ فرو رفتند ، ولى خداوند آنها را زنده كرد ، آگاه فرما ، داستان آنها چگونه بود ؟
على عليه السلام سخن آغاز كرد ، همين كه خواست سورهء كهف را براى آنان قرائت فرمايد ؛ آن دانشمند گفت : ما قرآن شما را بسيار شنيدهايم ، اگر از آنها آگاهى دارى ما را از داستان آنها ، نامهايشان ، تعدادشان ، نام سگ آنها ، نام غارى كه در آن بودند و نام پادشاه و شهر آنها آگاه كن .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٢٥