تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
على عليه السلام فرمود : لا حول ولا قوّة إلّا باللَّه العلي العظيم . اى برادر يهودى ! حضرت محمّد صلى الله عليه و آله برايم نقل فرمود كه در كشور روم ، شهرى به نام « اقسوس » بود كه در آن پادشاهى صالح زمام امور را در دست داشت . ولى هنگامى كه او از دنيا رفت ميان مردم اختلاف كلمه به وجود آمد . اين خبر به گوش پادشاهى به نام « دقيانوس » از سرزمين فارس رسيد ، او با سپاه صد هزار نفرى به اقسوس حمله نموده و آنجا را اشغال كرده و پايتخت خود قرار داد . در آن شهر كاخى ساخت كه طول و عرض آن هر كدام يك فرسخ بود ، در اين كاخ ، سالن بلندى به مساحت هزار در هزار ذراع از سنگ‌هاى مرمر ساخت ، اين سالن چهار هزار پايه از طلا داشت ، و داراى هزار چراغدان طلايى بود كه با حلقه‌هاى نقره‌اى آزين شده بودند كه با خوشبوترين روغن‌ها روشن مىشدند . در قسمت شرق اين سالن هشتاد پنجره و در غرب آن هشتاد پنجره به كار رفته بود ، كه وقتى آفتاب به اين سالن مىتابيد آن گونه كه مىخواست ، حركت مىكرد . او در اين سالن تختى از طلا نهاد كه طول آن هشتاد ذراع در عرض چهل ذراع بود ، داراى ستون‌هايى از نقره كه با گوهرهايى آزين شده و با پشتىهايى بالا رفته بود . در سمت راست اين تخت سلطنى هشتاد صندلى از طلا - كه با زبرجد سبز آزين شده بودند - براى خاندان خويش قرار داد و در سمت چپ آن