تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
كرد : اى رسول خدا ! فرزندم در پرتگاه مرگ قرار گرفته است ، هر زمان غذايى براى او مىآورم گرفتار خميازه مىشود . پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست ، ما نيز به همراه حضرتش نزد فرزند آن زن آمديم ، حضرت فرمود : اى دشمن خدا ! از ولىّ خدا دور شو ، من رسول خدا هستم . پس شيطان از او دور شد و او تندرست برخاست ، همينك او در سپاه ما با ماست . و اگر باوردارى كه عيسى عليه السلام كورها را شفا مىداد و بدان كه محمّد صلى الله عليه و آله بالاتر از آن را انجام مىداد . قتادة بن ربيع مرد تندرستى بود . در جنگ احد نيزه‌اى به چشمش خورد و از حدقه بيرون جست . او آن را به دست گرفت و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ! اكنون همسرم از من بدش مىآيد . رسول خدا صلى الله عليه و آله چشم او را گرفت و در جايش نهاد ، آن چنان خوب شد كه از چشم ديگرش بهتر و پر نورتر شناخته مىشد . همچنين عبداللَّه بن عتيك در جنگ زخمى شد ، دستش قطع گرديد ، آن را خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آورد . پيامبر صلى الله عليه و آله آن را بر جاى خود نهاد و دست بر آن كشيد ، چنان خوب شد كه از دست ديگر او تشخيص داده نمىشد . همچنين چشم و دست محمّد بن مسلم در قافلهء كعب بن اشرف يهودى زخمى شد . رسول خدا صلى الله عليه و آله بر او دست كشيد ، آن چنان خوب شدند كه معلوم نبودند .