فرمود : دروغ مىگويى ، بلكه شما در حطيم گرد آمديد و از كشتگان خود در بدر ياد كرديد و گفتيد : به خدا سوگند ! با رفتارى كه محمّد با ما كرد ، مرگمان آسانتر از اين ماندن است . آيا پس از كشتگان چاه بدر زندگى رواست ؟ !
تو به صفوان گفتى . اگر عيالوار نبودم و بدهى نداشتم تو را از محمّد آسوده مىكردم .
صفوان گفت : من بدهى تو را مىدهم و دختران تو را با دختران خود همراه مىكنم تا در هر خيرى و شرّى با هم باشند .
تو گفتى : پس اين راز را پوشيدهدار و مرا مسلّح كن تا بروم و او را بكشم . اينك آمدهاى كه مرا بكشى .
عمير گفت : راست گفتى اى رسول خدا ! اكنون من نيز شهادت مىدهم كه هيچ معبودى جز خدا نيست و تو رسول خدا هستى .
همانند اين حوادث بىشمار است .
يهودى گفت : مىپندارند عيسى عليه السلام از گِل همچون پرنده مىساخت و در آن مىدميد پس به امر خدا پرنده مىشد ؟
على عليه السلام فرمود : البتّه چنين است و محمّد صلى الله عليه و آله نيز همانند اين انجام داد ، او در جنگ حنين سنگى را برداشت ما از آن سنگ تسبيح و تقديس الهى شنيديم . آنگاه به سنگ فرمود : شكافته شو .
سنگ سه شكاف برداشت كه از هر يك تسبيحى ويژه به گوش مىرسيد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٣٠