بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ « 1 » .
عثمان بن عفان دربارهء حروفِ ابجَد سؤال مىكند
امام على عليه السلام روايت مىنمايد كه عثمان بن عفان دربارهء تفسير ( حروفِ ) ابجَد از رسولخدا صلى الله عليه و آله پرسيد .
رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود : تفسير ( حروفِ ) ابجد را بياموزيد كه در آن عجايبى است ؛ درهمهاش . واى بر عالمى كه جاهلِ به تفسيرش باشد .
به حضرت صلى الله عليه و آله و سلم عرض شد : يا رسولاللَّه ! تفسير ابجَد چيست ؟
حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : ( منظور از ) الف ، نعم باطنى خداوند و حرفى از اسماى او است .
و اما ( منظور از ) باء ، بهجت خداوند است .
و اما ( منظور از ) جيم ، جنّت خداوند و جلال و جمال او است .
و اما ( منظور از ) دال ، دين خداست .
و اما ( تفسير حروفِ ) هَوَّز ؛
( منظور از ) هاء ، هاءِ هاويه است ( يعنى جهنّم ) و واى بر آن كس كه در آتش ( جهنم ) سقوط كند .
و اما ( منظور از ) واو ، وَيلِ اهل آتش است ( يعنى واى گفتن آنها ) .
و اما ( منظور از ) زاى ، زاويهاى در آتش ( جهنم ) است كه از آن چه در آن زاويه ؛ يعنى ، زواياى جهنم است ، به خداوند پناه مىبريم .
و اما ( تفسير حروفِ ) حُطِّى ؛
( منظور از ) حاء ، حُطوطِ خطاها ( يعنى ريزش گناهان ) از مغفرت طلبان ، در
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 320 ، ح 5 ، عن معاني الأخبار و أمالي الصّدوق .