شمعون يهودى از تفسير كلمات ابجديّه مىپرسد
روايت شده كه « شَمعونِ » يهودى از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد : به من خبر ده كه تفسير « ابو جاد » و « هَوَّز » و « حُطِّى » و « كَلِمَن » و « سَعفَص » و « قَرِشَت » و « كَتب » چيستند ؟
آن گاه رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود : ابو جاد ، كنيهء آدم عليه السلام است كه نخواست كه از آن درخت بخورد ، لكن به جايگاه خود ، بى توجهى كرد و از آن خورد .
و اما هَوَّز ( يعنى ) او از آسمان سقوط كرد و به زمين فرود آمد .
و اما حُطِّى ( يعنى ) خطايش ( كه همان ترك اولى باشد ) سراسر وجود او را فرا گرفت .
و اما كَلِمَن ( يعنى ) كلمات خداوند عزوجل .
و اما سَعفَص ( يعنى ) خداوند عزوجل فرموده است : صاعى در مقابل صاعى ؛ همان گونه كه جزا مىدهيد ، جزا مىبينيد .
و اما قَرشَت ( يعنى ) او به ضعفهايش اقرار كرد و لذا مورد مغفرت قرار گرفت .
و اما كَتب ( يعنى ) خداوند عزوجل دو هزار سال پيش از آن كه آدم را بيافريند ، نزد خويش در لوح محفوظ ( چنين ) كتابت كرد كه : « همانا آدم از خاك آفريده شد و عيسى بدون پدر آفريدهشد » ؛
و ( بعدا ) خداوند عزوجل تصديقش را نازل فرمود ( يعنى خداوند در اين آيه آن نوشته را راست دانست ) : « در واقع ، مَثَل عيسى نزد خدا همچون مَثَل ( خلقت ) آدم است ( كه ) او را از خاك آفريد . . . » .
( در آخر شمعونِ يهودى گفت : راست گفتى يا محمد !
نكته :
چنين تفاسيرى كه از كلماتِ ابجديّه شده ، غرابتى ندارد ؛ همانگونه كه در تنوع و تفاوت اين تفاسير نيز غرابتى وجود ندارد ؛ لطفاً سر خط آرى در اين جهان پديدههاى وجود دارند كه بيش از هر چيز به رمز و رازهايى شبيهند كه معانى آنها