وَ الثّانِي : « أَزِفَتِ الآزِفَةُ » .
وَ الثّالِثُ ، يَرَوْنَ بدناً بارِزاً مَعَ قَرْنِ الشَّمْسِ ، يُنادِي : « أَلا إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ فُلانَ بْنَ فُلانٍ » حَتّى يَنْسِبَهُ إِلى عَلِيٍّ ، فيهِ هَلاكُ الظّالِمِينَ .
فَعِنْدَ ذلِكَ يَأْتِي الْفَرَجُ وَ يَشْفِي اللَّهُ صُدُورَهُمْ وَ يُذْهِبُ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ .
قُلْتُ : يا رَسُولَاللَّهِ ! فَكَمْ يَكُونُ بَعْدِي مِنَ الْأَئِمَّةِ ؟
قالَ :
بَعْدَ الْحُسَيْنِ تِسْعَةٌ ، التّاسِعُ قائِمُهُمْ . « 1 »
على عليه السلام مىپرسد : آيا ما برتريم يا فرشتگان ؟
از محمد بن حنفيه ( فرزند على عليه السلام ) روايت شده است كه گفت : از اميرالمؤمنين عليه السلام شنيدم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : خداوند عزوجل فرمود : هر رعيتى كه از امامى اطاعت كند كه از من نيست ( يعنى تعيين شده و منصوب از طريق من نيست ) و او را راهنماى دين خود قرار دهد را به يقين عذاب خواهم كرد ، گرچه آن رعيت ، خود نيك باشد و هر رعيتى كه از امام عادلى كه از من است پيروى كند و او را راهنماى دين خود قرار دهد را به يقين مورد لطف و رحمت قرار خواهم داد گرچه آن رعيت ، خودش نيك و پرهيزكار نباشد .
سپس حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود : يا على ! تو امام و جانشين و خليفهء بعد از منى ؛ جنگ با تو جنگ با من است و صلح با تو صلح با من ؛ و تو پدر دو نواده منى و شوهر دخترم ( فاطمه ) اى و از ذرّيّه تو امامانى مطهر ( و معصوم ) خواهند بود ؛ پس من سيد انبياء و تو سيد اوصيايى و من و تو از شجره ( و ريشهء ) واحدى هستيم و اگر ما نبوديم خدا نه بهشت و نه جهنم و نه انبيا و نه فرشتگان ، هيچ كدام را نمىآفريد .
عرض كرد : يا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ! آيا ما برتريم يا فرشتگان ؟
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 36 ، ص 337 ، ح 200 .