خَيْرُ الْأَسْباطِ وَ ابْنَتِي سَيِّدَةُ النِّسْوانِ وَ مِنّا الْمَهْدِيُّ .
قُلْتُ : يا رَسُولَاللَّهِ ! وَ مَنِ الْمَهْدِيُّ ؟
قالَ صلى الله عليه و آله و سلم :
تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَيْنِ ، أَئِمَّةٌ أَبْرارُ ، وَ التّاسِعُ قائِمُهُمْ ، يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا ؛ يُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِيلِ كَما قاتَلْتُ عَلَى التَّنزيل . « 1 »
جابر مىپرسد : آيا خدا اهلبيت را با پاك كردن از گناه ، گرامى داشته ؟
جابربن عبداللَّه انصارى مىگويد : در خانهء ام سلمه نزد رسول اكرم صلى الله عليه و آله بودم كه اين آيهء شريفه : « خدا فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد » نازل گرديد ؛ در اين هنگام پيامبر اكرم حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام را طلبيد و آنان را مقابل خود نشانيد ؛ سپس على را خواند و او را پشت سر خود نشاند و فرمود : بارالها ! اينان اهل بيت منند پس پليدى را از آنان بزدا و آنان را به كاملترين و عاليترين شكل پاك و پاكيزه قرار ده .
ام سلمه به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : آيا من هم از زمرهء آنان هستم ؟
حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود : تو خوبى ( ولى از زمرهء اين جماعت معصوم نيستى ) .
جابر مىگويد : من گفتم يا رسول اللَّه ! چرا و به چه جهت خداوند اين ذريه پاك و مبارك را با اين پاكى و پاك قرار دان از پليدى و گناه گرامى داشت ؟
حضرت رسول صلى الله عليه و آله در پاسخ فرمودند : اى جابر ! زيرا اينان سلاله و عترت من و از گوشت و خون منند ( و همهء ما از يك سنخ هستيم ) و ديگر اينكه برادرم ( على ) سيد اوصيا ، و دو فرزندم ( حسن و حسين ) بهترين اسباط و نوادگان ، و دخترم ( فاطمه )
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 36 ، ص 272 ، عن الغيبة ، للنّعمانيّ .