تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
او ( با تعجّب ) عرضه داشت : ( مرا اميرالمؤمنين خطاب مىفرمايى ) در حالى كه شما زنده ( و خودتان ، امير مؤمنان ) هستيد يا رسول‌اللَّه ؟ ! حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : آرى در همين حال كه زنده‌ام ( تو را چنين خطاب مىكنم ) يا على ! ديروز كه من و جبرئيل عليه السلام در حال سخن گفتن بوديم از كنار ما عبور كردى و سلام نكردى ، جبرئيل عليه السلام گفت : اميرالمؤمنين را چه شده كه از كنار ما عبور كرد و سلام نكرد ! آگاه باش ؛ به خدا سوگند اگر سلام مىكرد مطمئنا ما را مسرور مىكرد و ماحتما جواب سلام او را مىداديم . در اين هنگام ، على عليه السلام عرضه داشت : اى رسول‌خدا ! شما و دحيه ( كلبى ) را ديدم كه براى سخنى ، خلوت گزيده بوديد ، لذا خوش نداشتم كه ( سخن ) شما را قطع كنم . حضرت صلى الله عليه و آله به او فرمود : او دحيه ( كلبى ) نبود ؛ او تنها جبرئيل بود . رسول‌خدا صلى الله عليه و آله ( در ادامه گفتگويش با على ) به او فرمود : ( وقتى شنيدم كه او تو را اميرالمؤمنين خطاب كرد ) گفتم : اى جبرئيل ! چگونه او را اميرالمؤمنين ناميدى ، ( در حالى كه من زنده و خودم اميرمؤمنانم ) ؟ ! او عرضه داشت : در غزوهء بدر ، خداوند به من وحى نمود كه : بر محمد فرود آى و به او امر كن كه به اميرالمؤمنين ، على بن ابى طالب فرمان دهد كه ميان دو صف چرخ بزند » ؛ لذا خداوند در آسمان او را اميرالمؤمنين ناميد . ( آن گاه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : ) پس تو ، يا على ! در آسمان اميرالمؤمنينى و تو ، يا على ! در زمين اميرالمؤمينى ؛ پس از من ، بر تو پيشى نمىگيرد مگر كافر و پس از من از ( فرمان و فرماندهيت ) سرپيچى نمىكند مگر كافر و همانا اهل آسمانها تو را اميرالمؤمنين مىنامند . نكته : آن كس كه در اين حديث به خوبى تعمّق كند ، در مىيابد كه اين حديث كاشف از