فرمود : « من در حجر اسماعيل خوابيده بودم كه جبرئيل آمد و مرا به لطافت تكان داد و بعد به من گفت : " خداوند از تو درگذرد . يا محمد ! برخيز و سوار شو و به سوى پروردگارت بيا " ؛ و آن گاه چهار پايى برايم آورد ، كه كه كوتاهتر از قاطر و بلندتر از الاغ بود و يك گام او به اندازه كشش نگاه بود ؛ دو بال گوهرين داشت ( من جوهر ) كه براق مىخواندندش ؛ سپس من سوار شدم . . . » .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در ادامهء سخن خود در اين حديث يادآور مىشوند كه در اين سفر به تعدادى از پيامبران عظيمالشأن مانند : موسى و عيسى و آدم برخورد نموده و تمام آنان به ايشان تحيّت گفته و سلام كرده و خوشآمد گفته بودند و بعد نسبت به وصيشان ؛ على بن ابى طالب عليه السلام ، به ايشان توصيه به خير كرده و بر اين وصايت ، بديشان تهنيت گفته و سپس آن انبياى بزرگ پشت سرشان نماز خوانده بودند .
حضرت صلى الله عليه و آله در ادامه ذكر مىكنند كه جبرئيل به ايشان خبر دادند كه آن انبيا براى گرامىداشت ايشان به استقبالشان آمده و به خاطر بزرگداشت منزلتشان ، پشت سرشان نماز خوانده بودند ؛ او به ايشان عرضه داشته بود كه : گرامىداشت شما از سوى آن انبيا و فرشتگان ، نوعى گرامىداشت از سوى خداوند بود يا محمد !
( پس از پايان معراج ، ) حضرت به زمين فرود آمدند .
راويان در ادامه ، روايت كردندكه : زمانى كه رسولاللَّه صلى الله عليه و آله صبح كردند ، به دنبال انس بن مالك فرستادند و او را فراخواندند و زمانى كه او به نزد ايشان آمد ، رسولاللَّه صلى الله عليه و آله به او فرمود : « على را فرابخوان » ؛ على عليه السلام كه آمد ، حضرت به او فرمود : يا على ! به تو مژده مىدهم .
او عرضه داشت : به چه چيزى ؟
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : برادرت موسى و برادرت عيسى و پدرت آدم - كه درود خداوند بر آنها باد - را ملاقات كردم و همه آنان درباره تو ( به من ) سفارش ( به خير ) كردند .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٣١