تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
آن گاه على عليه السلام گريست و عرضه داشت : خداوند را ستايش مىكنم كه مرا نزد خويش فراموش شده قرار نداد . سپس ( رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : يا على ! آيا مژده ( ديگرى ) به تو ندهم ؟ ! او عرضه داشت : مژده بده . يا رسول‌اللَّه ! حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : يا على ! به عرش پروردگارم - جلّ و عزّ - كه نگاه كردم ، همانند تو را در بالاترين آسمان ديدم و ( در آن جا ) او با من درباره تو ، عهدى ( گران ) بست . على عليه السلام عرضه داشت : پدر و مادرم بفدايت ! يا رسول‌اللَّه ! آيا تمام اين مطالب براى شما گفته مىشد ؟ ! رسول‌خدا صلى الله عليه و آله فرمود : يا على ! همانا ساكنان عالم بالا برايت دعا مىكنند و برگزيدگانِ اخيار ، به درگاه پروردگارشان - جلّ و عزّ - تضرع و مسئلت دارند كه راهى برايشان قرار دهد تا به تو نظر كنند و همانا تو مطمئنا در روز قيامت شفاعت مىكنى ، در حالى كه تمامى امّتها بر پرتگاه جهنم ايستانده شده‌اند . نكته : اين حديث شريف طولانى است ، ليكن ما به آن مقدار مورد نياز ، اكتفا نموديم تا سخن از چهار چوب و هدف اين مجموعه خارج نشود . ( 102 ) سُؤالُ عَلِيٍّ حَوْلَ سَلامِ النَّبِيِّ عَلَيْهِ وَ هُوَ حَيٌّ . مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شاذانَ ، عَنْ سَهْلِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِاللَّهِ ، عَنْ إِسْحاقَ بْنِ إِبْراهِيمَ الدَّيْرِيِّ ، عَنْ عَبْدِالرَّزّاقِ بْنِ هشامٍ ، عَنْ مُعَمَّرٍ ، عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ طاوُوس ، عَنْ أَبِيهِ ، عَنِ ابْنِ عَبّاسٍ قالَ : كُنّا جلُوساً مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله إِذْ دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِيطالِبٍ عليه السلام فَقالَ : السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ !