تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
سپس سومى كه ( او نيز مردى ) منافق و بيمار دل بود برخاست و گفت : يا رسول اللَّه ! من در بهشتم يا در آتش ؟ حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : على رغم مِيلَت در آتشى . آن مرد نشست در حالى كه خداوند خوارش كرده و او را در ملأ عام مفتضح ساخته بود . در اين لحظه بود كه عمر بن خطّاب برخاست و گفت : به پروردگارىِ اللَّه و به ديانت اسلام و به پيامبرى تو يا رسول اللَّه ! راضى هستيم و از غضب خداوند و غضب رسولش به خداپناه مىبريم ؛ اى رسول خدا ! ما را عفو كن ؛ خداوند تو را عفو نمايد . ( عيوب ) ما را مستور دار ؛ خداوند بر تو ( نيز ) مستور دارد . . . . در اين هنگام على بن ابى طالب برخاست و عرضه داشت : يا رسول اللَّه ! نسب مرا بيان فرما تا مردم ، خويشى مرا با تو بشناسند . حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : يا على ! من و تو از دو ستون از نور آفريده شديم ؛ ( دو ستون نورى ) كه از زير عرش ( خداوند ) آويخته بودند و دو هزار سال پيش از آفرينش مخلوقات ، حق تعالى را تقديس مىكردند ؛ سپس از آن دو ستون ، دو نطفه سپيد و در هم پيچيده آفريده شد و بعد آن دو نطفه در اصلاب كريمه و ارحام زكيّه و مطهره منتقل ( و جابجا ) شدند تا آن زمان كه نيمى از آن در صلب عبداللَّه و نيمى ( ديگر ) از آن در صلب ابى طالب قرار داده شد ؛ پس من جزئى و تو جزئى ( گشتيم ) و اين ( معناى آن ) سخن خداوند عزوجل است ( كه فرمود ) : « و اوست كه از آب ، بشرى آفريد و او را ( داراى خويشاوندىِ ) نسبى و دامادى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست » . يا على ! تو از منى و من از تو ؛ گوشتت به گوشت من و خونت به خون من آميخته است ؛ و تو پس از من آن رشته ارتباط ما بين خداوند و مردمى ؛ پس هر آن كس كه ولايتت را انكار كند ، آن رشته ارتباط ميان خود و خداوند را قطع كرده و همواره به سوى دركات ( جهنم ) است .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 198 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى