تباه شده و كارها ، سخت گشته است ، رنگ عوض كردى و با پسرعمويت ، به گونهء ديگرى شدى و همراه جدايىخواهان ، راه جدايى را پيمودى و به بدترين شكل ، او را وا نهادى .
امام على عليه السلام ، در اين قسمت از نامه ، سه بار از حكومت با تعبير « امانت » ، ياد فرموده است . آنچه امام عليه السلام را برآشفته كرد ، خيانت در امانت بود . پايهء اساسى حكومت در نظام الهى ، امانتدارى است . يوسف عليه السلام ، هنگامى كه خود را داوطلبِ پذيرش مسئوليت كرد ، در معرّفى خويش فرمود :
« قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ
. « 1 »
گفت : مرا بر خزانههاى اين سرزمين بگمار ، كه من ، نگهبانى دانا هستم » .
فرهنگ امانتدارى ، در گفتار و رفتار حاكمان ، تأثير مستقيم دارد . مديرى كه خود را امانتدار مىداند ، بايد خدمتش صادقانه باشد و هر گونه كوتاهى در خدمت ، خيانت در امانت ، شمرده مىشود . بنا بر اين ، در نظام قرآنى ، فخرفروشى ، تكبّر و حرص براى به دست آوردن مقام ، بىمعناست . امام خمينى ، رهبر كبير انقلاب اسلامى ، همواره خود را خادمِ مردم معرّفى مىكرد . ايشان ، در جمع خبرنگاران خارجى ، علّت علاقهء مردم به خود را چنين تحليل فرمود :
خمينى ، يك طلبهء ضعيفى است . اين جا نشسته ، با شما صحبت مىكند و مردم هم به او علاقه دارند ؛ چون نوكر خودشان هست ، آدم به نوكرش ، به خادمش ، علاقه دارد . « 2 »
همچنين جانشين برحقّ او ، آية اللَّه خامنهاى ، همين منطق را منطقِ اسلام مىداند و در ديدار با اقشار مردم ، فرموده است :
فلسفهء وجود بنده و امثال بنده و ديگر مسئولان ، خدمت است . ماها ، نوكر و خدمتگزار مردم هستيم . اعتبار و آبروى ما ، به اين است . اسلام ، اين را براى ما معيّن كرده است . « 3 »
امام رحمه الله ، فرهنگ خدمتگزارى را آن چنان نهادينه كرد كه در دوران دفاع مقدّس ،
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ، آيهء 55 .
( 2 ) . صحيفهء امام ، ج 11 ، ص 300 ( مصاحبه با خبرنگاران خارجى ، به تاريخ 26 آذر ماه 1358 ) .
( 3 ) . به نقل از : پايگاه اطّلاعرسانى دفتر مقام معظّم رهبرى ، 15 / 11 / 1382 .