شفاعت نمايند . بنا بر اين ، شفاعت ، به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت بزرگوار او اختصاص ندارد ؛ بلكه كارهاى نيك در سراى تنهايى ، بهترين مونس آدمىاند و با يارى آنان ، مىتوان از هلاكتْجاىِ قيامت ، به سلامت ، گذر كرد . موارد متعدّدى كه به عنوان شافع روز جزا در روايات آمدهاند ، مشوّق انسان براى نيكوكارى و پرهيز از زشتىهاست . بنا بر اين ، نمىتوان بر گناه و نافرمانى ، پافشارى كرد و چشم اميد به شفاعتِ اهل بيت عليهم السلام داشت ، چنان كه در روايتى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
لا شَفِيعَ أنْجَحُ مِنَ التَّوبَةِ . « 1 »
هيچ شفيعى ، كارآمدتر از توبه نيست .
بنا بر اين ، طرح مسئلهء شفاعت ، گاه براى نشان دادن اهمّيت يك عمل است ، مانند : توبه ؛ گاه براى نشان دادن اهمّيت جايگاهى است ، مانند : جايگاه قرآن و خويشاوندى ؛ و گاه براى نشان دادن اهمّيت فرد و يا افراد است ، مانند : پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام .
با اين توضيحات ، مشخّص مىشود كه شفاعت ، به معناى رابطهبازى نيست ؛ بلكه مشوّقى براى گسترش نيكىهاست ، به گونهاى كه امانتدارى ، پيوند با خويشاوندان ، اهتمام به قرآن و روى آوردن به توبه ، رهاورد اعتقاد به شفاعت است و همين باور ، سبب مىشود كه گسترهء شفاعت كنندگان ، افزون شود و ايمان در جامعه ، فراگير گردد . از امام باقر عليه السلام روايت شده كه در بارهء توان مؤمنان براى ميانجيگرى در سراى پايدار ، فرمود :
إن أدنى المؤمنين شفاعة ليشفع لثلاثين إنسانا ، فعند ذلك يقول أهل النار : « فما لنا من شافعين و لا صديق حميم » .
[ در قيامت ] مؤمنى كه از همه كمتر مىتواند شفاعت كند ، تا سى نفر را شفاعت
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 58 ، ح 75 .