شفاعت من ، شامل آن كس از امّت من مىشود كه اهل بيتِ مرا دوست بدارد ، و آنان ، پيرو مناند . « 1 »
دوست داشتن ، با همراهى و پيروى معنا مىيابد و ادّعاى دوستى را نمىتوان دوست داشتن ناميد و شفاعت براى دوستان اهل بيت عليهم السلام ، به معناى بر طرف كردن كاستىهاىِ آنان است « 2 » . به هر حال ، بايد گامى به سوى نيكى برداشته شود تا فرد شامل شفاعتِ شافعان قرار گيرد .
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد ، ج 2 ، ص 146 ؛ كنز العمّال ، ج 12 ، ص 100 ، ح 34179 .
( 2 ) . افزون بر مستندات علمىاى كه در بارهء شفاعت اهل بيت عليهم السلام وجود دارد ، برخى حوادث و رؤياهاى صادقه نيز ازتأثير شفاعت آن بزرگواران ، حكايت مىكنند . براى نمونه ، رؤيايى شگفتانگيز در بارهء ترجمهء كتاب المحبة في الكتاب والسنة به زبان اردو ، رُخ داد كه در اين جا نقل مىشود : آقاى سيّد محمّدرضا نقوى ، كه كار حروفچينى و ترجمهء اين كتاب را بر عهده داشت ، در 27 سالگى به رحمت ايزدى پيوست . دو روز پس از وفات وى ، يكى از دوستانش آقاى سيّد ظهير الحسنين شيرازى كه از نقش مرحوم سيّد محمّدرضا در ترجمه و آمادهسازى اين كتاب به زبان اردو ، بىاطّلاع بوده ، به آقا سيّد نياز نقوى ( پدرخانم آن مرحوم ) مراجعه مىكند و مىپرسد : جريان كتاب « محبّت » چيست ؟ سپس اين ماجرا را بازگو مىكند :
بنده ، چند سالى با مرحوم آقا سيّد محمّدرضا نقوى ، آشنايى و رفاقت داشتم . او دو روز بعد از وفاتش به خواب من آمد و به من گفت : « حالم بسيار خوش است . خيلى به فكر من نباشيد . فقط در دعاها مرا فراموش نكنيد . بعضىها به من مىگفتند : هميشه مشغول كار حروفچينى و تنظيم كتاب هستى و دارى وقتت را ضايع مىكنى ؛ امّا حروفچينى و تنظيم كتابهاى مفاتيح الجنان و المحبّة في الكتاب و السنّة ( به اردو ) ، خيلى به دردم خورد و باعث نجاتم شد ! » ( به نقل از : دوستى در قرآن و حديث ، تأليف نگارنده ، چاپ دوم ، ص 10 ) .