تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زيارت جامعه كبيره يا تفسير قرآن ناطق ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩

( 81 ) : وَ شُفَعاءُ دارِ الْبَقاءِ .

و شفيعان سراىِ پايدار . . . توضيح واژه‌ها شُفَعاء : جمع « شفيع » ، به معناى ميانجى ، واسطه ، مدافع . « 1 » البَقاء : ضدّ « فناء » ، ماندن ، توقّف ، دوام ، جاودانى ، هميشگى . « 2 »

شرح

اهل بيت عليهم السلام ، شفيعانِ روز قيامت هستند . شفيع ، از مادّهء « شفع » ، به معناى چيزى است كه در كنار چيز ديگرى قرار مىگيرد . براى همين ، به عدد زوج ، « شَفْع » و به عدد فرد ، « وَتْر » گفته مىشود . دقّت در معناى لغوى « شفيع » ، بسيارى از ابهامات اصطلاح شفاعت را روشن مىسازد . براى مثال ، وقتى انسان به تنهايى به خواسته‌اش نمىرسد ، از شخص ديگرى كمك مىگيرد و با يارى او به خواسته‌اش دست مىيابد ، در حقيقت ، او را شفيعِ خود قرار داده است . بسيارى از فعّاليت‌ها در دنياى امروزى ، بدون شفيع ، ممكن نيست . گرفتن وام از بانك‌ها ، خريد قسطى كالا و هر چه كه نياز به ضمانت داشته باشد ، از آن جمله است ؛ زيرا ضامن ، اعتبار خود را در كنارِ فرد وام گيرنده قرار مىدهد و شفيعِ وى مىشود . بنا بر اين ، همراهى دو چيز را « شَفْع » و ميانجيگرى را « شفاعت » مىنامند . در سراى آخرت ، همهء انسان‌ها نيازمند يارىاند ؛ برخى براى زُدودن گناهان ، و برخى براى رسيدن به درجات بالاتر . اعتبار اهل بيت عليهم السلام با شرايط
هامش
( 1 ) . « الشفع : ضمّ الشىء إلى مثله » ( مفردات الفاظ القرآن ، ص 263 ) . « أصل صحيح يدل على مقارنة الشيئين » ( معجم مقاييس اللّغة ، ج 3 ، ص 201 ) . « الشفع : خلاف الوتر » ( لسان العرب ، ج 8 ، ص 183 ) . ( 2 ) . « بقى الشىء يبقى بقاء ، و هو ضدّ الفناء » ( العين ، ج 5 ، ص 230 ) .