باشند . از همين رو ، واژهء « وَلاء » و « تولّى » و مشتقّات آنها ، براى قُرب و نزديكىاى به كار مىرود كه ملازمت و همراهىِ آنها ، جدا ناشدنى است . بنا بر اين ، توجّه به دو عنصرِ « همراهى » و « پيوستگى » ، در تمامى معانى « وَلىّ » ، ضرور است و چنانچه ولىّ ، به سرپرست ، ياور و دوستْ ترجمه شود ، مراد ، سرپرستى است كه جدايى از او ، ممكن نيست و ياور و دوستى است كه جدا ناشدنى است . با اين توضيح ، مفهوم عبارتِ « مَنْ والاكم فقد والَى اللَّه » ، يعنى : هر كس به شما نزديك شد و ياورِ شما شد ، به خدا نزديك مىشود و ياور اوست .
عبارت « من أحبّكم فقد أحبّ اللَّه » نيز به دوستىِ همسان اهل بيت عليهم السلام و خداوند متعال ، اشاره دارد كه موضوع دوستى خدا و اهل بيتِ او ، يكى است و نمىتوان به خدا عشق ورزيد ؛ امّا اهل بيت او را دشمن داشت . از امير مؤمنان عليه السلام روايت شده كه فرمود :
سمعتُ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يقول : أنَا سَيِّدُ وُلدِ آدَم وَ أنتَ - يا عَلِيُّ - والأئِمَّةُ مِن بَعدِكَ سَادَةُ امَّتِي . مَن أحَبَّنا فَقَد أحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أبغَضَنا فَقَد أبغَضَ اللَّهَ وَ مَن والانا فَقَد والَى اللَّهَ وَ مَن عادانا فَقَد عادَى اللَّهَ . « 1 »
از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمايد : « من ، سَرور فرزندان آدم هستم و تو - اى على - و امامان پس از تو ، سَروران امّت من هستيد . هر كس ما را دوست بدارد ، بى گمان ، خدا را دوست داشته است و هر كس ما را دشمن داشته باشد ، بى گمان ، خدا را دشمن داشته است و هر كه ياور ما شد ، بى گمان ، خدا را يارى كرده است و هر كه دشمن ما شد ، بى گمان ، با خدا دشمنى ورزيده است .
در مجموعه كتب روايىِ شيعه ، دوستى و دشمنى با خدا ، با معيارِ چگونگى رفتار با امامان عليهم السلام سنجيده مىشود ؛ زيرا محبّت به اهل بيت عليهم السلام ، تنها يك احساس نيست ؛ بلكه برخاسته از نگرشِ حقيقى انسان به خدا و جهان خلقت است . شيعه ، پيش از آن
هامش
( 1 ) . الأمالى ، صدوق ، ص 563 ، ح 16 .